دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٧ - ١/ ١٨ بيعت ابو بكر از ديدگاه عمر
ابن ابى الحديد، پس از نقل خطبه عمر از طبرى مىگويد: اين، حديثى است كه سيرهنويسان،
بر آن اتّفاق نظر دارند و روايتهاى ديگر نيز با افزودههايى در اين باره هست.
مدائنى نقل مىكند كه چون ابو بكر، دست عمر و ابو عبيده را گرفت و به مردم گفت: يكى از اين دو مرد را براى شما مىپسندم.
ابو عبيده به عمر گفت: دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم.
عمر گفت: در اسلام، نادانى و لغزشى جز اين نداشتهاى! آيا اين را مىگويى، در حالى كه ابو بكر حاضر است؟
سپس عمر به مردم گفت: كدام يك از شما را خوش مىآيد كه بر قدمهايى كه پيامبر ٦ براى نمازْ مقدّم داشت، مقدّم شود؟ [اى ابو بكر!] پيامبر خدا تو را براى دينمان پسنديد؛ آيا ما براى دنيايمان نپسنديم؟! سپس دستش را به سوى ابو بكر دراز كرد و با او بيعت نمود.
اين روايت، همان است كه قاضى القضاة در كتاب المغنى آورده است.
واقدى، در نقلى كه از سخن عمر دارد، [چنين آورده است كه عمر] گفت: به خدا سوگند، اگر مرا پيش اندازند تا همچون شترْ ذبح شوم، برايم محبوبتر از آن است كه از ابو بكر پيشى گيرم.
و شيخ ما، ابو القاسم بلخى، مىگويد:
شيخ ما، ابو عثمان جاحظ، گفت: آن مردى كه گفت: «اگر عمر بميرد، با فلانى بيعت مىكنم»، عمّار بن ياسر بود كه گفت: «اگر عمر بميرد، با على ٧ بيعت مىكنم» و اين، سخنى بود كه عمر را بر انگيخت تا آن خطبه را بخواند.
و محدّثان ديگر مىگويند:
كسى كه در صورت مرگ عمر، آهنگ بيعت با او شده بود، طلحة بن عبيد اللّه بود.
و امّا حديث بيعت ناگهانى! پيش از اين، گفته عمر گذشت كه گفته بود: بيعت با ابو بكر، ناگهانى بود و خداوند، شرّش را نگه داشت. هر كس را كه همانند آن كند، بكشيد.
اين خبر كه آن را از ابن عبّاس و عبد الرحمن بن عوف نقل كرديم، نيز به «بيعت ناگهانى» اشاره دارد؛ ولى در روال همان سخن قبلى است؛ زيرا مىگويد: «كسى فريب نخورد كه بگويد: بيعت با ابو بكر ناگهانى بود. بىگمان، چنين بود». اين جمله اشاره به اين دارد كه وى پيش از