دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٣ - ١/ ١ انكار وفات پيامبر
سوگند، پيامبر خدا نمرده است و نمىميرد. او فقط غايب شده است همان گونه كه موسى بن عمران، چهل شب غايب شد و سپس باز مىگردد و به خدا سوگند، دستها و پاهاى گروهى را قطع مىكند.
ابو بكر گفت: بلكه خداوند، خبر درگذشت او را [در قرآن] به ما داده و گفته است: «تو مىميرى و آنان نيز مىميرند».
پس عمر گفت: به خدا سوگند، گويى كه تاكنون اين [آيه] را نخوانده بودم. سپس گفت:
به جانم سوگند، يقين داشتم كه تو در گذشتهاى
ليكن بىتابى باعث شد تا آن سخنان را بگويم و آشكار كنم.
٩٢٥. صحيح البخارى به نقل از عايشه: پيامبر خدا در گذشت، در حالى كه ابو بكر در سُنْح (عاليه)[١] بود. پس، عمر برخاست و گفت: به خدا سوگند، پيامبر خدا وفات نيافته است.
نيز گفت: به خدا سوگند، جز اين، چيز ديگرى را باور ندارم و بىگمان، خداوند، او را بر مىانگيزد و دست و پاى كسانى را مىبُرد.
پس، ابو بكر آمد و چهره پيامبر خدا را گشود و او را بوسيد و گفت: پدر و مادرم فداى تو باد! پاكْ زندگى نمودى و پاك در گذشتى. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، هرگز خداوند، مرگ را دو بار به تو نمىچشانَد.
سپس بيرون آمد و گفت: اى سوگندخورنده! آرامتر.
چون ابو بكر به سخن در آمد، عمر نشست. پس، ابو بكر به حمد و ثناى الهى پرداخت و گفت: آگاهباشيد! هر كس محمّد را مىپرستد، [بداند كه] محمّد در گذشته و هر كس خدا را مىپرستد، پس، خداوندْ زنده است و نمىميرد. و گفت: «تو مىميرى و آنان نيز مىميرند» و گفت: «و محمّد، جز پيامبرى نيست كه پيش از او هم پيامبرانى بودهاند. آيا اگر بميرد يا كشته شود، [از دين او] باز مىگرديد؟ و هر كس از عقيدهاش باز گردد، هرگز به خداوند، زيانى نمىرساند و زودا كه خداوند، سپاسگزاران را پاداش دهد!».
پس، مردم، هقهقكنان گريستند.
٩٢٦. دلائل النبوّة، بيهقى به نقل از عُروه، در ياد كردِ وفات پيامبر خدا: عمر بن خطّاب
[١] سُنح يا همان عاليه، جايى در نزديكى مدينه است كه خانه ابو بكر در آن جا بوده است( تاج العروس: ج ٤ ص ٩٦ ماده« سنح»).