دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩ - ١٠/ ١٢ سوگند دادنهاى على
ابو زينب، سهل بن حنيف، خزيمة بن ثابت، عبد اللّه بن ثابت انصارى، حُبْشى بن جُناده سَلولى، عبيد بن عازب انصارى، نعمان بن عَجلان انصارى، ثابت بن وديعه انصارى، ابو فضاله انصارى و عبد الرحمن بن عبد ربّ انصارى، هم در آن ميان بودند.
آنان گفتند: ما گواهى مىدهيم كه شنيديم پيامبر خدا فرمود: «آگاه باشيد كه خداى عز و جل ولىّ من است و من، ولىّ مؤمنانم! آگاه باشيد هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست! خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار و با هر كه مهر او را به دل دارد، مهربان و با هر كه كينه او را دارد، نامهربان باش و ياور او را يارى ده!».
٨٥٨. خصائص أمير المؤمنين، نسايى به نقل از سعيد بن وَهْب: على ٧ در رُحبَه فرمود: «به خدا سوگند مىدهم هر كس را كه شنيده است پيامبر خدا روز غدير خم فرموده:" خداوند، ولىّ من است و من، ولىّ مؤمنانم و هر كه من ولىّ اويم، اين، ولىّ اوست. خدايا! دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار و ياورش را يارى ده" [، برخيزد]».
شش نفر از كنار من برخاستند.
زيد بن يُثَيع مىگويد: شش نفر هم از نزد من برخاستند.
و عمرو ذومرّ نيز همين گونه نقل كرده است.
٨٥٩. المستدرك على الصحيحين به نقل از اياس ضَبّى، از پدرش: در جنگ جمل با على ٧ بوديم. به طلحة بن عبيد اللّه پيام داد كه به ديدارش بيايد. وقتى طلحه آمد. به او فرمود: «تو را به خدا سوگند مىدهم! آيا شنيدى كه پيامبر خدا فرمود:" هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار"؟».
گفت: آرى.
فرمود: «پس چرا با من مىجنگى؟».
طلحه گفت: به ياد نمىآوردم! و بازگشت.[١]
[١] ليكن مشهورتر آن است كه طلحه از جنگ، منصرف نشد. ر. ك: ج ٥، ص ٢١١( كشته شدن طلحه به دست مروان).