دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ١٠/ ١٦ زيارت امير مؤمنان در عيد غدير
را انكار كرد، به خداوند، اقرار نكرده است. آن كه از تو دورى گزيد، گمراه شد و آن كه از تو هدايت نجست، نه به خداى متعالْ راه يافت و نه به من؛ و اين، همان گفته پروردگار من عز و جل است: «ومن، آمرزشگر كسى هستم كه توبه كرد و ايمان آورد و كار صالح كرد و سپس هدايت يافت» به ولايت تو».
مولاى من! فضيلت تو مخفى و نور تو خاموششدنى نيست. راستى كه هر كه تو را انكار كرد، ستمكارتر و بدبختتر است.
مولاى من! تو حجّت بر بندگان و هدايتگر به راه صلاح و توشه آخرتى.
مولاى من! خداوند، منزلتت را در دنيا والا گردانيد و درجهات را در آخرت، تعالى بخشيد و آنچه را بر مخالفان تو پوشيده مانْد، براى تو روشن ساخت؛ مخالفانى كه ميان تو و موهبتهاى خداوندى به تو، جدايى انداختند. پس خداوند، كسانى را كه حرمت تو را پاس نداشتند و تو را از حقّت باز داشتند، لعنت كناد! گواهى مىدهم كه آنان، زيانكارتريناند، كسانى كه «آتش، بر چهرههايشان مىزند و آنان، در آنجا تُرشروىاند».
و گواهى مىدهم كه نه خود را پيش انداختى و نه پا پس كشيدى و جز به فرمان خدا و پيامبر او نگفتى و دست نكشيدى. گفتى: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، پيامبر خدا، در حالى كه در جلوى رويَش شمشير مىزدم، به من نگريست و فرمود:" اى على! تو براى من، به منزله هارون براى موسى هستى، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست و به تو اعلام مىكنم كه مرگ و زندگىات، با من و به روش من است". به خدا سوگند، نه دروغ گفتهام و نه به من دروغ گفته شده است، نه گمراه شدهام و نه گمراه نمودهام و نه عهد پروردگارم را از ياد بردهام. من بر آن دليل روشنى هستم كه پروردگارم براى پيامبرش روشن نمود و پيامبر ٦ نيز براى من روشن ساخت. من بر راهى آشكارم و به حقيقت مىگويم و باكى از كسى ندارم».
به خدا سوگند كه راست و حقيقت گفتى. پس خدا نفرين كند آن كه تو را با دشمنانت برابر نهاد، در حالى كه خداوند كه يادش بلند باد مىگويد: «آيا دانايان، با نادانان برابرند؟» و خداوند، لعنت كند آن كه تو را با كسى كه ولايتت بر او واجب است، همسنگ كرد، در حالى كه تو ولىّ خدا و برادر پيامبرش و حمايتگر دينش بودى؛ همان كسى كه قرآن