دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣ - ١٠/ ١٦ زيارت امير مؤمنان در عيد غدير
دشمنان، حجّت بر آنها قرار داد تا بر آنان، افزون بر حجّتهاى رساى ديگرى كه بر همه خلقش دارى، حجّتى داشته باشى.
سلام بر تو، اى امير مؤمنان! خدا را خالصانه پرستيدى و در راه خدا صابرانه جنگيدى و جانت را براى خدا بخشيدى و به كتابش عمل كردى و از سنّت پيامبرش پيروى نمودى. نماز را برپا داشتى و زكات را پرداختى و تا آنجا كه توانستى، به نيكى فرمان دادى و از زشتى بازداشتى، و اين همه را براى كسب رضايت الهى و شوق به وعده خداوند انجام دادى. به گرفتارىها اهمّيت ندادى و در سختىها سست نگشتى و از كارزار، پا پس نگذاشتى. هر كه جز اين گويد، تهمت زده و باطلى را به تو نسبت داده است. واى بر كسى كه از تو جدا شد!
در راه خدا به شايستهترين وجه، جهاد نمودى و مخلصانه بر آزارها صبر كردى. و تو نخستين كسى بودى كه به خدا ايمان آورد و براى او نماز گزارد و جنگيد و براى او در خانه شرك، سينه سپر كرد، در حالى كه زمين از گمراهى، پر بود و شيطان، آشكارا پرستيده مىشد.
و تو گوينده اين سخنى كه: «فراوانى مردمِ پيرامونم بر عزّتم نمىافزايد و پراكنده شدن آنان، بر تنهايىام نمىافزايد و اگر همه مردم مرا وا نهند، زارى نمىكنم». به خدا چنگ زدى، پس عزيزت داشت و آخرت را بر دنيا مقدّم داشتى، پس زهد ورزيدى. خدا هم تو را تأييد و هدايت كرد و [از ميان مردم] بركشيد و برگزيد. پس، كارهايت ضد و نقيض نگشتو گفتههايت مختلفنگرديد و احوالت دگرگوننشد و بر خدا ادّعاى دروغين و بهتان نبستى و به كالاى بىارزش دنيا حريص نشدى و گناهان، تو را نيالودند و هماره بر دليلى روشن از جانب پروردگارت بودى و در كارَت يقين داشتى. [و تو] به حقيقت و راه راست، ره مىنمايى.
به حق، گواهى مىدهم و به خداوند، سوگندى راستين مىخورم كه محمّد و خاندانش كه درودهاى خدا بر آنان باد، سروران مردم اند و تو، مولاى من و مولاى مؤمنانى و تو، بنده خدا و ولىّ او و برادر پيامبر ٦ و وصى و وارث اويى؛ و او درباره تو گفت: «سوگند به كسى كه مرا به حق بر انگيخت، آن كه به تو كفر ورزيد، به من ايمان نياورده و آن كه تو