دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩ - ١/ ١١ اعتراض امام به نتيجه اجتماع سقيفه
١/ ١١
اعتراض امام به نتيجه اجتماع سقيفه
٩٦٧. امام على ٧ در خطبهاى كه از امر خلافت شِكوه مىكند: هان! به خدا سوگند، فلان شخص، جامه خلافت به تن كرد و مىدانست كه من، محور گردش آسياب خلافتم. سيلاب [فضائل] از ستيغ بلندم ريزان است و مرغ [انديشه] از رسيدن به قلّهام ناتوان. پس، دامن از خلافت بر كشيدم و پهلو از آن پيچيدم و نيك انديشيدم كه يا بىياور بستيزم و يا بر اين تيرگى و ظلمت، شكيب ورزم؛ ظلمتى كه در آن، بزرگسالانْ فرتوت و خردسالانْ پير گردند و مؤمن، تا لحظه ديدار پروردگارش، در آن به رنج و زحمت باشد. ديدم كه شكيبايى خردمندانهتر است. پس با خارى در چشم و استخوانى در گلو و با اين كه ميراثم را به تاراجرفته مىديدم، شكيب ورزيدم.
٩٦٨. امام على ٧: كسى گفت: اى پسر ابو طالب! تو بر اين كار (خلافت)، حريصى! گفتم: «به خدا سوگند كه شما حريصتر هستيد، با وجود آن كه از آن دورتريد و من بدان مخصوصتر و نزديكترم. من، حقّم را مىخواهم و شما، ميان من و آن، جدايى مىاندازيد و مرا از رسيدن به آن باز مىداريد».
چون او را در ميان حاضران، با برهان كوبيدم، در مانْد. گويى كه مبهوت شده بود و نمىدانست چه پاسخى دهد.