دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١ - ٢/ ٢ وارث علم پيامبر
بردم و با سرور زنان اين امّت، ازدواج كردم و من، خاتم اوصيايم[١].
٤١٣. امام على ٧: خداوند تبارك و تعالى مرا به آنچه اوليا و فرمانبردارانش را ممتاز كرده بود، ممتاز كرد و مرا وارث محمّد ٦ قرار داد. پس هركه را ناخوش آيد، ناخوش آيد و هركه را خوش آيد، خوش آيد!
٤١٤. خصائص أمير المؤمنين، نسايى به نقل از ابو اسحاق: عبد الرحمن بن خالد از قُثَم بن عبّاس پرسيد: به چه دليل، على ٧ از پيامبر خدا ارث بُرد؟
گفت: از آنجا كه او در ميان ما، نخستين كسى بود كه به وى پيوست و بيشتر از همه ما با او بود[٢].
٢/ ٢
وارث علم پيامبر
٤١٥. پيامبر خدا ٦: قرآن، پيشوايى هدايتگر است و براى آن، رهبرى است كه به سوى آن مىخوانَد و با حكمت و پند نيكو، بدان دعوت مىكند. و آن [رهبر] على بن ابى طالب است و پس از من، او فرمانروا (ولىّ امر) و وارث علم و حكمت من و نهان و آشكار من و نيز وارث هر چيزى است كه پيامبران پيش از من به ارث نهادهاند و
[١] در برخى نقلها آمده است:« من سرور اوصيا و آخرين فرد از اوصياى پيامبرانم» و در بعضى ديگر آمده است:« من بهترينِ اوصيايم».
[٢] حاكم نيشابورى پس از اين حديث، حديثى نقل كرده و در ذيل آن چنين گفته است: اسماعيل بن اسحاق قاضى درباره اين حديث مىگويد: «وارث، يا به خويشاوندى و يا به سبب وابستگى، ارث مىبرد و اختلافى در ميان علما نيست كه با وجود عمو، پسرعمو ارث نمىبرد. پس با اين اجماع، روشن مىشود كه على ٧ از پيامبر ٦ علم را ارث برده است و نه كس ديگر».