دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٥ - تحقيقى درباره سخن امام
قريش گفتند: امير بايد از ما باشد. و انصار گفتند: بايد از ما باشد. قريش گفتند: محمّد، پيامبر خدا، از ماست. لذا ما به اين امر، سزاوارتريم. پس، انصار پذيرفتند و اين حق را براى آنان شناختند و حكومت و قدرت را به ايشان سپردند. پس اگر قريش به سبب پيوند با محمّد ٦، سزاوار آن شدند، آن كس كه به محمّد ٦ نزديكتر است، از همه آنان سزاوارتر خواهد بود.[١]
نيز در نامه ٢٨ نهج البلاغة در اين زمينه آمده است:
لَمَّا احتَجَّ المُهاجِرونَ عَلَى الأنصارِ يَومَ السَّقيفَةِ بِرَسُولِ اللّهِ ٦ فَلَجوا عَلَيهِم، فَإِن يَكُنِ الفَلجُ بِهِ فَالحَقُّ لَنا دونَكُم.
در سقيفه، مهاجران بر انصار به «قرابت با پيامبر خدا» احتجاج كردند و به واسطه آن بر آنان چيره گشتند. پس اگر چيرگى به آن است، حقّ [خلافت] براى ماست نه شما.
گزيده سخن، آن كه با توجّه به مبناى صحيح كه عبارت است از: امامت، منصبى الهى است و تحقّق آن با نص (تصريح پيامبر ٦) صورت مىپذيرد و مشروعيت خود را از مردم نمىگيرد و نااستوارى حمل كلام اوّل بر «جدال احسن»، شايسته است كه متن سوم را درستتر بدانيم و جمله را بدين گونه نقل كنيم: «آيا خلافت، مشروط به همراهى [و خويشاوندى پيامبر ٦] است و به خويشاوندى و تصريح پيامبر ٦ نيست؟!».[٢]
البتّه جمله اوّل نيز پذيرفتنى است، اگر به صورت استفهام انكارى در نظر گرفته شود، بدين گونه: «آيا خلافت، مشروط به همراهى و خويشاوندى [پيامبر ٦] است؟!».
[١] وقعة صفّين: ص ٩١، شرح نهج البلاغة: ج ١٥ ص ٧٨.
[٢] درباره نقد و بررسى اين احاديث، ر. ك: نهج السعادة: ج ٤ ص ١٩٥، شرح الأخبار: ج ١ ص ٢٥٠.