دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥ - ١٠/ ١٣ نفرين على به پنهان كنندگان
هم كتمان كردند. اين گروه از دنيا نرفتند، مگر آن كه كور شدند و بلايى گريبانگيرشان شد. يزيد بن وديعه و عبد الرحمن بن مدلج، از آن جملهاند.
٨٦٦. رجال الكشّى به نقل از زرّ بن حُبَيش: على بن ابى طالب ٧ از دار الحكومه بيرون آمد. يك دسته سوار با شمشيرهاى حمايل كرده و دستار بر سر، به پيشبازش آمدند و گفتند: سلام و رحمت و بركات خدا بر تو، اى امير مؤمنان! سلام بر تو، اى مولاى ما!
على ٧ فرمود: «از اصحاب پيامبر خدا چه كسانى در اينجايند؟».
خالد بن زيد، ابو ايّوب، خُزيمة بن ثابت (ذو شهادتين)، قيس بن سعد بن عباده و عبد اللّه بن بُديل بن ورقا برخاستند و همگى گواهى دادند كه آنان شنيدهاند پيامبر خدا روز غدير خم فرموده است: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست».
على ٧ به انس بن مالك و براء بن عازب فرمود: «چه چيزى شما را از برخاستن و گواهى دادن بازداشت، حال آن كه شما هم آنچه را اين گروه شنيدهاند، شنيدهايد؟».
سپس فرمود: «خدايا! اگر اين دو از روى عناد و حقگريزى، آن را كتمان مىكنند، گرفتارشان كن».
پس بَراء بن عازب، كور شد و دو پاى انس بن مالك، پيسى گرفت. پس، انس بن مالك، سوگند ياد كرد كه هيچگاه فضيلت و منقبتى از على بن ابى طالب ٧ را كتمان نكند؛ امّا بَراء بن عازب از راه خانهاش مىپرسيد و چون به او نشانى مىدادند، مىگفت: چگونه راه يابد كسى كه نفرين [على] به او اصابت كرده است؟!
٨٦٧. أنساب الأشراف به نقل از ابو وائل، شقيق بن سلمه: على ٧ بر منبر فرمود: «هر كسى را كه شنيده است پيامبر خدا روز غدير خم مىفرمود:" خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار"، سوگند مىدهم كه برخيزد و گواهى دهد».
انس بن مالك، براء بن عازب و جرير بن عبد اللّه در پايين منبر بودند. على ٧ سخنش را تكرار كرد؛ امّا كسى پاسخش نداد. پس فرمود: «خدايا! هر كس اين مطلب را مىدانست و گواهى نداد، او را از دنيا مبر، تا آن كه علامتى برايش قرار دهى كه بدان شناخته شود».