دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧ - ١١/ ٢ روانه كردن سپاه اسامهآخرين تلاشهاى پيامبر براى تعيين جانشين
خداوند سرنوشت پيامبرش ٦ را چگونه رقم مىزند.
٩٢١. امام على ٧: پيامبر خدا، در بيمارىاى كه به وفاتش انجاميد، فرمان داد كه سپاهى براى اسامه، سامان دهند. پيامبر ٦ هر آن كس را (از توده مردم و يا از اوس و خزرج و بقيه مردم) كه مىترسيد شورش و ستيزه كند و يا (به خاطر آن كه پدر يا برادر يا خويشاوندش به دست من كشته شده بودند،) با من دشمنى ورزد، با اين سپاه، روانه كرد و حتّى از مهاجران و انصار و مسلمانان و ديگران و كسانى كه [با پول،] جذبشان كرده بود و نيز از منافقان، كسى را باقى نگذارد، تا دلهاى همه كسانى كه در محضرش باقى مىمانند، با من صاف باشد و كسى چيزى را كه من ناپسند مىدارم، نگويد و مرا از ولايت نراند و امور مردم را پس از پيامبر ٦ به دست نگيرد.
آخرين سخنش درباره كار امّتش، روانه كردن سپاه اسامه بود و اين كه هيچ يك از آنان كه روانه كرده بود، از او سرپيچى نكنند. پيامبر ٦ اين كار را بر ديگر كارها سخت مقدّم داشت و به شدّت، در آن كوشيد و تأكيد فراوان كرد.
پس از قبض روح پيامبر ٦، با تنى چند از سپاهيان اسامه و سربازانش مواجه شدم كه مراكز خود را ترك كرده، جاى خود را خالى گذارده و از فرمان پيامبر خدا كه به آنان دستور داده بود حركت و پيشروى كنند و همراه فرماندهشان باشند و در زير پرچم او، مسير را بپيمايند، تا مأموريّت را به انجام رسانند سرپيچى كرده بودند.