دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - ٤/ ٢ ٦ جنگ تبوك
يقين، خدا از تو خشنود است. منزلت تو نزد من، مانند منزلت هارون براى موسى ٧ است، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست».
على ٧ گفت: خشنود شديم؛ خشنود شديم.
٤٧٨. الإرشاد: چون شايعه منافقان درباره على ٧ به [گوش] وى رسيد، به قصد تكذيب و رسوا كردن آنان، خود را به پيامبر ٦ رساند و گفت: اى پيامبر خدا! منافقان ادّعا مىكنند كه تو مرا از روى سرسنگينى و ناراحتى از من، مرا برجاى نهادهاى.
پيامبر خدا به او فرمود: «اى برادر من! به جاى خود بازگرد كه مدينه جز با وجود من يا تو سامان نمىگيرد. تو جانشين من در خانوادهام، هجرتگاهم و نيز خويشاوندانم هستى. آيا خشنود نمىشوى كه براى من، به منزله هارون براى موسى ٧ باشى، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست؟».
٤٧٩. پيامبر خدا ٦ هنگامى كه به سوى تبوك، بيرون رفت و على ٧ را جانشين خود بر مدينه و در خانوادهاش قرار داد، در پاسخ على ٧ كه به او گفته بود: اى پيامبر خدا! برخى مردم مىگويند: تو مرا از روى سرسنگينى، برجاى نهادهاى: اى على! مردم ناچارند كه پيشوا و فرمانده داشته باشند؛ من پيشوايم و تو فرماندهاى. آيا خشنود نمىشوى كه براى من، به منزله هارون براى موسى ٧ باشى، آنجا كه او را جانشين خود بر بنى اسرائيل كرد، جز آن كه پس از من، پيامبرى كه به او وحى شود، نيست؟
به خدا سوگند، من تو را از پيش خود برجاى ننهادم و از پيش خود، تو را جانشين خويش نساختم و تو را از پيش خود، فرمانده نكردم. من كسى نيستم، جز مأمور [اجراى فرمان خدا].
ر. ك: ج ١، ص ٣٩٧ (جانشينى پيامبر در جنگ تبوك).