دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥ - ١٠/ ١٦ زيارت امير مؤمنان در عيد غدير
و چون پيمانشكنان (طلحه و زبير) با تو مكر كردند و گفتند: قصد عمره داريم، تو به آنان گفتى: «به جانتان[١] سوگند كه آهنگ عمره نداريد؛ بلكه قصد خيانت داريد» و از آن دو، بيعت گرفتى و تجديد پيمان كردى؛ امّا آن دو در نفاق، جدّيت ورزيدند و چون آن دو را بر كارشان آگاهى دادى، بىاعتنايى كردند و بازگشتند و [از تذكّرت] سود نبردند و فرجامشان به زيان كشيد.
پس از آن دو، اهالى شام بودند كه پس از اتمام حجّت بر آنان، به سويشان حركت كردى، در حالى كه نه به دين حق گرويده بودند و نه تدبّرى در قرآن داشتند؛ [كسانى] پَست و سبكْسر و گُمراه. و به آنچه درباره تو بر محمّد ٦ نازل شد، منكر و ياور مخالفان تو بودند، در حالى كه خداى متعال، به پيروى از تو فرمان داده بود و مؤمنان را به يارى تو فرا خوانده بود، [آن جا كه] خداوند متعال فرمود: «اى مؤمنان! از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد».
مولاى من! حق، با تو آشكار شد، در حالى كه مردم، آن را دور افكنده بودند. سنّتها را پس از كهنگى و فرسودگى، روشن ساختى و براى توست سابقه جهاد بر سرِ تصديق ظاهر قرآن و براى توست فضيلت جهاد در تحقّق باطنى آن.
دشمن تو دشمن خدا و منكر پيامبر خداست، كه به باطل مىخوانَد و به ستم، حكم مىدهد و غاصبانه فرمان مىرانَد و پيروانش را به سوى آتش مىكشاند.
عمّار، مىجنگيد و ميان دو لشكر، ندا مىداد: پيش به سوى بهشت! و چون آب خواست و با شير سيرابش كردند، تكبير راند و گفت: پيامبر ٦ به من فرمود: «آخرين نوشيدنىِ تو از دنيا، شير رقيقشده است و تو را گروه ستمكار مىكشد».
پس، ابو عاديه فزارى راه بر او گرفت و وى را بهشهادت رساند. پس، لعنت خدا و لعنت همه فرشتگان و فرستادگانش تا روز قيامت بر ابو عاديه باد و نيز بر هر كسى كه به روى تو شمشير كشيد و نيز بر مشركان و منافقانى كه تو اى امير مؤمنان! بر آنها شمشير كشيدى و نيز لعنت خدا بر آن كه به ناخشنودى تو رضايت داد و آن را ناپسند نداشت و چشم بر هم نهاد و انكارش نكرد، يا با دست و زبان [، دشمنت را] بر ضدّ تو يارى داد، يا از يارىات دست كشيد، يا از جهاد در كنار تو تن زد، يا فضلت را برنتافت، يا حقّت را انكار كرد، يا كسى را كه خداوند، تو را به او از خودش سزاوارتر قرار داده بود، با تو همتراز شمرد!
و درودهاى خدا و نيز رحمت و بركات و سلام و شادباشهاى او بر تو و پيشوايان از
[١] در نسخه اصلى« به جانم» آمده است.