دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٥ - ١٠/ ٦ ٨ زيد بن ارقم
سپس دست على ٧ را گرفت و با دست خود بلند كرد، تا آنجا كه زير بغلهايشان پيدا شد و آن گاه فرمود: «خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار و ياورش را يارى ده و فروگذارش را فرو گذار! بيدار باشيد كه من، پيش از شما مىروم و شما در كنار حوض [كوثر] بر من در مىآييد؛ حوض من در فرداى قيامت، همان حوضى است كه عرضش به اندازه [فاصله] بُصرا تا صَنعاست و در آن، جامهاى سيمين به عدد ستارگان آسمان است!
بيدار باشيد! من فردا از شما مىپرسم: شما با آنچه امروز خدا را درباره آن بر شما شاهد گرفتم، چه كرديد؟ (و اين، به گاه ورودتان بر من در كنار حوض [كوثر] است). و پس از من با ثقلين چه كرديد؟ پس دقّت كنيد كه هنگام ديدارمچهپاسخى براى رفتارتان با ثقلين، پساز من داريد؟».
گفتند: اى پيامبر خدا! اين دو ثِقْل چيستند؟
فرمود: «ثقل بزرگتر، كتاب خداى عز و جل است كه رشتهاى كشيده شده از خدا و من تا دستان شماست. يك سرش به دست خدا و سر ديگرش به دستان شماست. در آن، علم گذشته و آينده تا برپا شدن قيامت، موجود است؛ و امّا ثقل كوچكتر، همان همراه هميشگى قرآن، على بن ابى طالب و عترتش هستند. و آن دو، هرگز از هم جدا نمىشوند، تا در كنار حوض بر من در آيند».
١٠/ ٦ ٨
زيد بن ارقم
٨١٧. مسند ابن حنبل به نقل از ابو عبد اللّه ميمون: زيد بن ارقم مىگفت و من مىشنيدم كه: با پيامبر خدا در سرزمينى به نام غدير خم فرود آمديم. فرمان به نماز داد و نماز نيمروز را خواند. سپس در حالى كه با انداختن پارچهاى بر روى درخت خار، سايبانى براى پيامبر خدا آماده كرده بودند، برايمان سخنرانى كرد و فرمود: «آيا نمىدانيد و آيا گواهى نمىدهيد كه من به هر مؤمنى از خودش سزاوارترم؟».
گفتند: چرا.
فرمود: «پس، هر كه من مولاى اويم، همانا على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!».