دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣ - ١٠/ ٦ ٧ حذيفة بن اسيد
نزد من مىآييد؛ حوضى كه عريضتر از [فاصله] بُصرا تا صَنعاست و در آن به تعداد ستارگان، جامهاى سيمين است و چون به نزد من آييد، از شما درباره «ثقلين»[١] جويا مىشوم. پس دقّت كنيد كه پساز من، چگونه با آنها رفتار مىكنيد. ثِقْل بزرگتر، كتاب خداى عز و جل، رشتهاى است كه يك طرفش به دست خدا و طرف ديگرش به دستان شماست. پس بدان چنگ زنيد تا گمراه و دگرگون نشويد. و [ثقل كوچكتر] خاندانم، اهل بيتم [هستند]. خداى ريزبين آگاه به من خبر داد كه اين دو از هم جدا نمىشوند تا اين كه در كنار حوض، به نزد من آيند».
٨١٦. الخصال به نقل از حذيفة بن أسيد: وقتى پيامبر ٦ از حَجّة الوداع بازگشت و ما با او بوديم، آمد تا به جُحفه رسيد. سپس به اصحابش فرمان توقّف داد. مردم نيز پياده شدند. سپس نداى نماز در داد و با اصحابش دو ركعت نماز خواند.
سپس رو به آنان كرد و فرمود: «همانا خداى ريزبينِ آگاه بهمن خبر دادهاست كه من مىميرم و شما نيز مىميريد. گويا مرا فرا خواندهاند و اجابت كردهام، و از من، درباره آنچه برايتان آوردم و نيز آنچه از كتاب خدا و حجّتش در ميان شما برجاى نهادم، پرسيده مىشود و نيز از شما پرسيده مىشود. چه پاسخى براى پروردگارتان داريد؟».
سپس به آنان فرمود: «آيا گواهى نمىدهيد كه خدايى جز خداى يكتا نيست و من، فرستاده خدا به سوى شمايم و بهشت و دوزخ و برانگيختهشدن پس از مرگ، حقيقت دارد؟».
گفتند: بدانها گواهى مىدهيم.
فرمود: «خدايا! بر آنچه مىگويند، گواه باش. آگاه باشيد كه من شما را بر گواهىام بر اين كه خداوند، مولاى من است و من مولاى هر مسلمانم و من به مؤمنان، از خود آنها سزاوارترم، گواه مىگيرم! آيا براى من بدان اقرار مىكنيد و براى من بر آن گواهى مىدهيد؟».
گفتند: آرى، براى تو بدان گواهى مىدهيم.
فرمود: «آگاه باشيد! هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست و او، اين است».
[١] ثقلين، يعنى: دو ثقل، دو چيز گرانسنگ و يا گرانبها، از آن رو كه پرقيمتاند و يا نگهدارى آنها و يا عمل به آنها كارى سنگين است. و پيامبر ٦ قرآن و عترت را« ثقلين» ناميد تا بزرگى قدر و عظمت منزلت آن دو را نشان دهد.( ر. ك: النهاية: ماده« ثقل»).