دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧ - ٧/ ٢ على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى اوست
٦٢٨. السنّة، ابن ابى عاصم به نقل از براء: پيامبر خدا به على ٧ فرمود: «اين، مولاى كسى است كه من مولاى اويم» يا گفت: «ولىّ كسى است كه من مولاى اويم».
٦٢٩. پيامبر خدا ٦ در توصيف على ٧: او مولاى كسى است كه من مولاى اويم و من، مولاى هر مرد و زن مسلمانم.
٦٣٠. امام على ٧: من آنم كه پيامبر خدا دربارهام فرمود: «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست».
٦٣١. امام باقر ٧ خطاب به ابو حمزه: همانا على ٧ آيت محمّد ٦ است و محمّد ٦، به ولايت على ٧ دعوت كرد. آيا به تو نرسيده است كه پيامبر خدا گفت: «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. خدايا! هر كه او را دوست مىدارد، دوست بدار و هر كه دشمنش مىدارد، دشمن بدار!»؟ پس، خدا دوستدار كسى است كه او را دوست بدارد و دشمن كسى است كه او را دشمن بدارد.
٦٣٢. امام باقر ٧: دو مرد را كه با هم اختلاف داشتند، به نزد عمر آوردند؛ على ٧ هم در كنار او نشسته بود. عمر به على ٧ گفت: «اى ابو الحسن! ميان اين دو داورى كن». يكى از طرفين دعوا [به عمر] گفت: اى امير مؤمنان! تو نشسته باشى و اين، ميان ما داورى كند؟!
عمر گفت: «واى بر تو! مىدانى او كيست؟ او، مولاى من و مولاى هر مسلمان است. هر كه او مولايش نباشد، مسلمان نيست».
٦٣٣. المناقب، خوارزمى به نقل از يعقوب بن اسحاق بن ابى اسرائيل: مردى بر سر مسئلهاى با عمر، اختلاف پيدا كرد. عمر به او گفت: «ميان من و تو، اين [شخصى]