دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٩ - ١/ ١٢ يارىخواهى امام از مهاجران و انصار
كسى در ميان شما نيازمند نمىشد و نه به مسلمان، ستم مىشد و نه به كافرِ همپيمان شما ....
منتظر باشيد! به زودى همه آنچه را كِشتيد، درو مىكنيد و فرجام سنگين جُرمى را كه مرتكب شديد و آنچه را به سوى خود كشيديد، مىيابيد.
سوگند به آن كه دانه را شكافت و جان را آفريد، بىگمان مىدانيد كه من سرپرست شما و همان كسى هستم كه به [پيروى] او فرمان يافتهايد و من عالِم شما و همان كسى هستم كه نجات شما با علم اوست و [من] وصىّ ّ پيامبر شما و برگزيده پروردگارتان هستم و [نيز] زبان [قرآنِ] نورافشان شما و دانا به آنچه شما را اصلاح مىكند.
منتظر باشيد كه به زودى، آنچه بدان تهديد شدهايد و نيز آنچه بر سر امّتهاى پيشين در آمد، بر شما فرود مىآيد. خداوند عز و جل از شما درباره رهبرانتان مىپرسد؛ با آنان محشور مىشويد و فردا به نزد خداوند عز و جل مىرويد.
هان! به خدا سوگند، اگر من به عدد پيروان طالوت، يا به عدد اهل بدر، ياور داشتم و آنان دشمنان شما بودند، شما را با شمشير مىزدم تا به حق باز گرديد و به راستى در آييد كه اين، شكاف [ايجاد شده در دين] را بهتر مىبندد و همراهى را بيشتر مىكند.
خدايا! ميان من و آنان، به حقْ داورى كن كه تو بهترين داورانى!».
سپس از مسجد، بيرون رفت و بر آغُلى گذشت كه در آن، حدود سى گوسفند بود. پس فرمود: «به خدا سوگند، اگر من به عدد اين گوسفندان، مردانى داشتم كه براى خداوند عز و جل و پيامبرش دل مىسوزاندند، اين پسرِ مگسخوار[١] را از تختش پايين مىكشيدم».
[١] در متن عربى« ابن ذبّان» آمده است كه مى تواند اشاره به ابو قحافه باشد؛ زيرا او در استخدام ابن جدعان بود تا مگسهاى سفره او را براند( ر. ك: شرح ابن ابى الحديد: ج ١٣ ص ٢٧٤)، همچنان كه مىتواند نوعى اشاره به پستى نسب و ريزهخوار بودن اين خانواده باشد.( م)