دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٨ - نام مكان
به موضع غدير در غدير خم، «خرّار» مىگويند.[١]
اين تعريف، با تعريف بكرى از «خرّار» در معجم ما استعجم، مطابقت دارد. او مىگويد:
زبير مىگويد: آن، وادىاى در حجاز است كه [آبش] به جحفه مىريزد.[٢]
و هماكنون، مردم، نامش را مختصر مىكنند و به آن «غدير» مىگويند.
ز غُرَبه، كه نام كنونىِ منطقه است و آن را ساكنان امروزين آن، بر آن اطلاق مىكنند. بلادى مىگويد:
غدير خم، امروزه «غُرَبه» ناميده مىشود و آن، گودالى است كه تعدادى اندك درخت خرما دارد كه براى مردمى از بلاديّه حرب است و آن، در ديار آنان و در هشت كيلومترى شرق جحفه واقع است و هر دو در وادىاى به نام وادى خرّار قرار دارند.[٣]
واژه «غدير» با اضافه شدن به «خُم» مقيّد مىشود تا از ديگر غديرها (بركهها) تمايز يابد. ديگر غديرها نيز با اضافه شدن كلمهاى، مشخّص مىشوند، مانند:
غدير اشطاط (در نزديكى عسفان)،
غدير بَرَكه (بركه زبيده)،
غدير بنات (در پايين درّه خماس)،
غدير سلمان (در درّه اغراف)،
غدير عروس (باز هم در درّه اغراف).[٤]
گاه به غدير مورد بحث ما، «غدير جحفه» مىگويند، همانگونه كه در حديث زيد بن ارقم آمده است:
[١] معجم ما استعجم: ج ٢ ص ٥١٠.
[٢] ر. ك: معجم ما استعجم: ج ٢ ص ٤٩٢.
[٣] معجم معالم الحجاز: ج ٣ ص ١٥٩.
[٤] ر. ك: معجم معالم الحجاز: ج ٦ ص ٢٢٣.