دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - نام مكان
و ياد و آثار مانده در مسحاء در سَرِف[١]، تو را مشتاق نموده است.
در شعر مجالد بن ذى مرّان همدانى در قصيدهاى كه خطاب به معاوية بن ابى سفيان سرود، آن گاه كه فريبكارى وى و عمرو بن عاص و نيرنگ آن دو را به مردم در خونخواهى عثمان ديد نيز آمده است:
و او (على)، حرمت ولايت بر مردم را دارد
از «خُم» و به [سبب] گفتهاى آشكار و بلند.[٢]
د ـ در برخى احاديث، نام «جُحفه» نيز بر آن اطلاق شده است، از باب نامگذارى كل به جزء؛ زيرا خم، جزئى از وادى بزرگ جُحْفه است همانگونه كه مىآيد.
اين نام، در حديث عايشه دختر سعد نيز آمده است، كه آن گونه كه در المراجعات[٣] آمده، نسائى، آن را در كتاب خصائص أمير المؤمنين[٤] آورده است. متن آن، چنين است:
از عايشه، دختر سعد، شنيدم كه مىگويد: پدرم مىگفت: شنيدم پيامبر خدا روز «جحفه» ....
ابن كثير نيز آن را در السيرة، از ابن جرير طبرى چنين نقل كرده است:
از عايشه، دختر سعد، روايت شده كه شنيده است پدرش مىگويد: شنيدم پيامبر خدا روز «جحفه»، در حالى كه دست على ٧ را گرفته بود، فرمود: ....[٥]
هـ ـ به آن «خَرّار» هم گفته مىشود. سكونى مىگويد:
[١] سَرِف، جايى در شش ميلى مكّه است. پيامبر خدا در آنجا با ميمونه، دختر حارث، ازدواج كرد. محلّ درگذشت ميمونه نيز همانجاست( معجم البلدان: ج ٣ ص ٢١٢).
[٢] شعر همدان و أخبارها، حسن عيسى ابو ياسين: ص ٣٧٢.
[٣] ر. ك: المراجعات: ص ٣١١.
[٤] ر. ك: خصائص امير المؤمنين، نسايى: ص ٤٢ ح ٨.
[٥] ر. ك: السيرة النبويّة، ابن كثير: ج ٤ ص ٤٢٣.