مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٧ - راجع به قول عمر «إنّ الرّجل لیهجر»
در غایة المرام الباب الثالث و السبعون از عامّه در این معنی ١٧ حدیث در صفحه٥٩٥ آورده است، و در باب الرابع و السبعون از طریق خاصّه ٢ حدیث در صفحه٥٩٩ آورده است.[١]
در تاریخ طبری، جلد ٢، صفحه ٤٣٦ راجع به تأسّف ابنعبّاس از یوم الخمیس که حضرت رسول الله لوح و دوات طلبیدند و ردّ آن حضرت نمودن به لفظ یهجر مطالبی است.
در کتاب سلیم بن قیس، صفحه ٢٠٩ راجع به بکاء ابنعبّاس و بیانه قول النبیّ: ”ائتونی بکتفٍ أکتُبْ لکم کتابًا لاتَضِلُّوا بعدی“ مطالبی است.[٢]
در کتاب سلیم، صفحه ٨٢ راجع به آنکه ابوبکر هفتمین نفر از هفت نفری است که با امیرالمؤمنین به عنوان إمارت سلام کرده و تحیّت گفته است، و نیز در صفحه١٦٤ راجع به این موضوع نیز مطالبی است.[٣]
در شرح نهج البلاغه [ابنأبیالحدید] طبع بیروت، جلد ١، صفحه ١٦٣ گوید:
«لمّا احتضر أبوبکر قال للکاتب اکتُبْ: ”هذا ما عَهِدَ عبدُالله بن عثمان آخرَ عهدِه بالدّنیا و أوّلَ عهده بالآخرة، فی السَّاعة الّتی یَبِرّ فیها الفاجرُ و یُسلِم فیها الکافرُ.“ ثمّ أُغمِیَ علیه، فکتَب الکاتبُ: ”عُمَر بن الخطّاب.“ ثمّ أفاق أبوبکر، فقال: ”اقرَأْ ما کتبتَ.“ فقرَأه و ذکر اسمَ عُمَرَ، فقال: ”أنَّی لک هذا؟“ قال: ”ما کنتَ لِتَعدُوَه؟!“ فقال: ”أصَبتَ.“»
چون ابوبکر در حال مرگ وصیّتنامه مینوشت بیهوش شد و کاتب در حال بیهوشی او نوشت که عمر خلیفه باشد. ابوبکر چون بیدار شد کاتب را
[١]. غایة المرام, ج ٦, ص ٩٢ ـ ١٠١.
[٢]. کتاب سلیم بن قیس, ص ٣٢٤.
[٣]. همان، ص ٥٨٣.