مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٣ - در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش دختر عبدالملک را که عبدالملک برای آن یکصد هزار دینار خرج کرده بود
و هو الفاتِن، لم یستطع أحدٌ لمَن خلق اللهُ لرحمته غوایةً و لا لمَن خلق لعذابه هدایةً.
... و أنّ سلیمانَ کانت له بین هذه الشهادةِ بلایا و سیّئاتٌ لم یکن له عنها محیصٌ و لا دونها مقصرٌ، بالقدر السّابق و العلم النافذ فی مُحکمِ الوحی.“»[١]و[٢]
[در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش: دختر عبدالملک را به ارزش هزار دینار]
در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش: دختر عبدالملک را که عبدالملک برای آن یکصد هزار دینار خرج کرده بود
[الإمامة و السیاسة، مجلّد ٢] صفحة ١١٥:
«أیّام عمر بن عبدالعزیز:
(قال:) و ذکروا عن خالد بن أبیعمران أنّه قال: ”إنّی لحاضرٌ یوم قُرِئ عهدُ سلیمانَ فی المسجد بدمشق علی النّاس، فما رأیتُ یومًا أکثر باکیًا و لا داعیًا له بالرحمة من ذلک الیوم، فلم یبق محبٌّ و لا مبغضٌ و لا خارجیٌّ و لا حروریٌّ إلّا أخذ الله له بقلوبهم، و ابتهلوا بالدّعاء و أخلصوا له بالسُّؤال بالعفو مِن الله و رضی النّاسُ أجمعون فعلَه.“
قال خالد: ”ثمّ بایع النّاسُ لِعُمَر فی المسجد بیعةً تامّةً جامعة طیّبةً بها النّفوس، لایشوبها غِشٌّ و لایُخالطها دَنَسٌ.“
قال خالد:”و سمعتُ رجاء یقول لمّا تمّت البیعةُ: إنّی مهما شککتُ فی شیءٍ فإنّی لمأشُکّ یومَ البیعة لعُمَرَ، بالنّجاة و الرّحمة لسلیمان، إن شاء الله.
و استفتح عمرُ ولایتَه ببیع أموالِ سلیمان و رِباعِه و کِسوتِه و جمیعِ ما کان یملکه، فبلَغ ذلک أربعةً و عشرین ألف دینار؛ فجمع ذلک کلَّه و جعله فی بیت المال. ثمّ دخل
[١]. همان، ص ٩٥.
[٢]. بخشی از عهدنامۀ سلیمان است که توسط رجاء در مسجد دمشق قرائت شده است. (محقّق)