مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥١٠ - حقوق مدنی
این احترام را تنها یک چیز که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در گفتار دیگرش بیان فرموده استثناء میکند: ”جز به حقّ اسلام“ یعنی حقّی که به حکم قانون اسلام دربارۀ جان و مال و احترامات کسی لازم شده است، تنها به حکم قانون می توان از او گرفت.
دوّمین حقّ مهمّ مردم، حفظ آزادی شخصی آنهاست؛ در اسلام جایز نیست بدون ثابت شدن جنایت ـ پس از اجازۀ دفاع ـ آزادی کسی را سلب نمود.»
صفحه ١٣٠: «علی علیهالسّلام، عبدالله [بن] عبّاس را نزد آنان فرستاد، و او با آنها مناظره و مباحثهای نمود، و در نتیجه چهارهزار نفر توبه کرده بازگشتند؛ علی علیهالسّلام نزد بقیّه فرستاد که از راه خود برگردید ولی آنها نپذیرفتند. حضرت پیام فرستاد:
هرجا میخواهید باشید به این قرار که هیچ خونی به حرام نریزید و راهی را نبرید و به کسی تجاوز نکنید، و اگر چنین کردید جنگ را به استقبالتان میفرستم!
عبدالله بن شدّاد میگفت: ”به خدا قسم حضرت با آنها جنگ نکرد تا اینکه راهها بریدند و خونها به ناحق ریختند.“ حضرت بار دیگر هم به آنها فرموده بود که تا فسادی در زمین نکنید ما شروع به جنگ نمیکنیم.
آنچه که بهطور قاطعی از این بیان بهدست میآید اینکه: اسلام جلوی اظهار عقیدۀ دستهها و احزاب مخالف دولت و ملّت اسلامی را نمیگیرد؛ لیکن اگر بخواهند روی افکارشان تبلیغات راه بیندازند و ملّت را با اساس تهدید و وحشت و یا ترور، مغلوب افکار خود ساخته با نیروی خود نظام شهرها را بههم بزنند، اینجا است که دولت آنها را گرفته و به سزای کردارشان میرساند.
اینجا حقّ دیگری هم هست که اسلام دستور داده و اکیداً سفارش هم فرموده است: از وظایف حتمی دولت اسلامی است که احتیاجات ضروری انسانی هر فردفرد مردم را تعهّد نموده فراهم آورد؛ وظیفۀ زکات اسلام به همین قصد واجب