مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٨ - از هدی١٧٢٨ غدیریّه دو نام١٧٢٨ سیاه و سپید
|
برگشتنش ز مذهب پر نور اهلبیت |
||||||
|
باشد محال و آنکه پذیرد کم از خر است |
||||||
|
دست از ولای علی کس نمیکشد |
||||||
|
بالفرض اگر کسی بکشد جُرم مادر است |
||||||
|
اظهار غیر مذهب خود گر کند ز خوف |
||||||
|
بر ما تقیّه فرض به حکم پیمبر است |
||||||
و در صفحه ٩٦ میفرماید:
|
عربی از دکان طباخی |
چرب رودی خرید اندر ری |
|
|
داشت در جیب تا به خانه برد |
ناگهان در رهی فتاد از وی |
|
|
نام او را نکو نمیدانست |
هر طرف میدویدش اندر پی |
|
|
ایر بر کف نهاده گفت ای قوم |
هل وَجَدتم بمثلِ هذا شیء؟ |
* * *
|
ما ز مریدان علی و عمر |
هیچ نگوییم نه خیر و نه شر |
|
|
حشر مریدان علی با علی |
حشر مریدان عمر با عمر |
و ایضاً در همین صفحه میفرماید:
|
کسی کو هست پور بوقحافه |
کجا باشد سزاوار خلافه |
|
|
چو در امر خلافت نیست لایق |
کسی کو بوده در اوّل منافق |
|
|
عمر چون بود معدول العدالـة |
نبـودش در نسب یک جو اصالة |
|
|
نمودند از برایش عدل تقدیر |
چو پرواز از برای مرغ تصویر |
|
|
عمر معدول چون از عامر آمد |
به تخریب بنای دین برآمد |
و در صفحه ٩٨ میفرماید:
|
قسم به ذات خدا کز بهشت بیزارم |
گرم به دوستی بوبک و عمر بخشند |
* * *