مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٧ - از هدی١٧٢٨ غدیریّه دو نام١٧٢٨ سیاه و سپید
شوقیان ـ دامت برکاته العالیة ـ طبق صفحات شمارهبندی از خط معظّمله برای مزید اهمیّت و تذکار، در اینجا نقل مینماییم؛ بحول الله و قوّته.
در صفحه ٩٠ میفرماید:
|
با کوه همزبان چو شوی بشنوی جواب |
|
|
||
|
|
|
آن را که گفتهای چه خطا است و چه صواب |
||
|
سزای صلح صلح و جنگ جنگ است |
|
|
||
|
|
|
کلوخ انداز را پاداش سنگ است |
||
و در صفحه ٩٢ میفرماید:
|
هر کس که مرا گفت نکو خود نیکو است |
||||
|
و آن کس که بدم گفت بدی سیرت اوست |
||||
|
حال متکلّم از کلامش پیداست |
||||
|
از کوزه همان برون تراود که در اوست |
||||
و در صفحه ٩٣ میفرماید:
|
ز پنج چیز تعجّب کنند اهل خرد |
||||
|
که از تصوّر آن بیحضور گردد دل |
||||
|
لگد زدن ز سگ و گربه، و گزیدن گاو |
||||
|
ز میش نیش، و ز خر شاخ، و امر از سافل |
||||
* * *
|
از خارجی مدار دمِ تیغِ کین دریغ |
یا دم ز دوستی شه اولیا مزن |
|
|
انگشت بر کف تو از آن پنج آفرید |
یعنی که جز به دامن آل عبا مزن |
و در صفحه ٩٤ میفرماید:
|
هر کس که جرعهنوش می حبّ حیدر است |
||||
|
مهر علی به طینت پاکش مخمّر است |
||||