مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٥٤ - مقدّم١٧٢٨ کتاب وظیف١٧٢٨ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام
«و اگر ساکنین شهرها و قراء ایمان بیاورند و تقوا پیشه گیرند، البتّه ما برکتهای آسمان و زمین را به رویشان میگشاییم.»
تمام این مزایا را مسلمان وقتی حائز میشود که حکومت وی به دست خودش باشد، صاحب امر و نهی به او خودش باشد، فرماندۀ قوا و معلّم تربیت و مدیر مسئول اموال و رهبر و راهنمای وی در فرهنگ و اندیشه، خودش باشد؛ یعنی استقلال سیاسی داشته باشد و این ثمرات فقط در سایۀ حکومت اسلام است.
تشکیل حکومت اسلام و خروج از زیّ کفر و ولایت اجنبیّ از یهود و نصاریٰ و مجوس و مشرکین و مادّیین و منافقین، از واجبترین فرائض الهی و از ثمرآفرینترین درختی است که با آن، شخص مُسلم میتواند از بقیّۀ مزایا و بهرههای انسانی بشری خود، چه فطری و چه عقلی و چه شرعی، بهرهور شود؛ و گرنه آن مزایا نیز بسیار کمرنگ و یا بیرنگ شده و از اسلام جز اسمی، و از قرآن جز درسی، و از حج جز صورتی، و از نماز جز پیکری باقی نخواهد ماند.
ما حکومت واقعی و طرز ریاست بر مردم مسلمان را در تاریخ اسلام، جز در عهد رسول خدا و در خلافت مختصر امیرالمؤمنین علیهما أفضل الصّلوات و السّلام نمییابیم. دوران خلافت بعد از رسول خدا، حکومت دچار انحرافاتی شد که همچو محور سنگ آسیا از جای خود پیچید، و به بنبستهایی رسید که تا حال جبرانپذیر نبوده است.
در دوران بنیاُمیّه و بنیمَرْوان و بنیعبّاس، حکومت اسلام به شکل یک حکومت صددرصد امپراطوری تبدیل شد، که مساوات و مواسات و جهاد فیسبیلالله در بین طبقۀ حاکم بهصورت ثروتاندوزی و سلطنتخواهی و ترفّه و تنعّم و عیشرانی مبدّل گردید.
و لیکن معذلک چون محور حکومت براساس اسلام بود و قوانین آن جز قرآن و سنّت چیزی نبود و در تمام عالم، حکومت حکومتِ واحدی بود که مردم در سایۀ آن آرمیده و لا أقَل از مظاهر و منافع صوری آن کامیاب میشدند و دست