مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٥٣ - مقدّم١٧٢٨ کتاب وظیف١٧٢٨ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام
در استعمار نظامی، با لشکر آراسته، سرزمینهایشان را اشغال کرد؛ و با تجهیزات فنّی، ایشان را مغلوب و منکوب کرد.
در استعمار سیاسی، ریاست و حکومت را از ایشان گرفت و خود را بر آنها إمارت داد، و سیاست و روش تدبیر اُمور و تشخیص منافع و مصالح را از دست آنها ربود و به دست خود داد.
در استعمار فرهنگی، علوم و آداب و کتب و مدارس و مکاتب و اخلاق و صفاتشان را ربود، و بهجای آن از عادات و آداب شوم خود، ایشان را اشراب نمود.
و از همه زشتتر و کریهتر، استعمار فکری؛ فکرشان و طریق تعقّل و راه اندیشۀشان را بر آنها بست که آنها دیگر نتوانند بهطور درست و صحیح فکر کنند. و در نتیجه مسلمین همان چیزی را در اندیشۀ خود پروراندند که استعمار میخواست، و همان چیزی را دوست داشتند که استعمار دوست داشت، و از همان چیزی گریزان شدند که استعمار آنان را از آن گریز میداد.
و این مصیبت اعظم بود که همچون خوره بر پیکر مسلمین افتاد؛ آخر چگونه میشود مسلمانی که درست در برابر کفر، در تمام شئون خود از عقیده و اخلاق و آداب و رسوم، ایستاده است و استقلال و عزّتش جز این راهی را نشان نمیدهند، چنان در زاویۀ منفرجهای به دور خود بگردد که در همان خطِّ مشی و راه و روش و صفات و کردار کفر بایستد و آنان را بپسندد؟
مسلمین چون از خواب غفلت بیدار شدند و خود را گمشده و سیلیخورده و غارتزده یافتند، اینک درصدد تدارک مافات برآمده، چشمان خمارآلود خود را مالیده، نگاهی به عقب و راه طیشده و صعبالرُّجوع نموده، و نظری به پیش افکنده با رجاء به فضل و رحمت حقّ، قدم در راه عزّت مینهند.
(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ)؛[١]
[١]. سوره أعراف (٧) آیه ٩٦.