مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٠٨ - نحو١٧٢٨ نگرش اسلام به اهل ذمّه
خلفا حتّی یک نفر را هم نمییابیم که از میان اهل ذمّه برای عضویّت مجلس شورا انتخاب شود، و یا حکومتِ نقطهای از نقاط اسلامی را تصدّی نماید، و یا قاضی شده و یا وزیرِ قسمتی از امور دولت شود و یا نظارت بر آن نماید، و یا فرماندۀ جنگ شود، و یا حق داشته باشد دربارۀ انتخاب خلیفه عقیدۀ خود را به میدان فعالیت بیندازد.
... با اینکه حتّی عصر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم خالی از اهل ذمّه نبود و در زمان خلفا تعدادشان به دهها میلیون رسیده بود. و اگر آنها حقّ شرکت در این امور را داشتند پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بههیچوجه این حق را از آنان دریغ نمیداشت، و همچنین اصحاب و تابعین آن حضرت که تربیتیافتگان آن حضرت بودند برای مدّت سی سال تمام از اداءِ این حق کوتاهی نمیکردند.
... منظور از اهل ذمّه کلیّۀ افراد غیر مسلمانی هستند که در داخل مملکت اسلامی سکونت داشته و ولایت دولت اسلامی را پذیرفته و از آن اطاعت میکنند، خواه در مملکت اسلامی متولّد شده و یا از خارج بدانجا آمده و درخواست نمودهاند که در زمرۀ اهل ذمّه به شمار آیند.
اسلام برای این دسته مردم غیر مسلمان، متعهّد است که دیانت و فرهنگ و مال و ناموسشان را حفظ نماید، و البته قوانین داخلی مملکت را در میان آنها هم اجرا میکند. و برایشان حقوقی هم قائل میباشد، و درهای تمام وظایف و کارهای دولتی را جز پستهای مهمّ ریاست، به رویشان بازگذارد و همانند مسلمانان بدانها آزادی در تمدّن میدهد. در امور اقتصادی هم از همان کارهایی که خود مسلمانان هم ممنوعاند بازشان میدارد. و بههرحال آنها را از تحمّل وظیفۀ دفاع از حریم دولت معاف داشته، این وظیفۀ سنگین را به دوش خود مسلمانان میگذارد.
اگر کسی بر این دو نوع مدنیّت و احکام مختلف آن خردهای دارد، خوب است نظری به رفتار دولتهایی که طرز فکر معیّنی دارند با کسانی که ایمان به آن طرز فکرشان ندارند، و همچنین رفتار دولتهای ناسیونال با اقلیّتهای ملّی ساکن