مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٨٧ - دربار١٧٢٨ کتاب
میباشد. و در صفحه ٧٧ تا صفحه ٨٣، گفتار حضرت زینب سلامالله علیها را به یزید در مجلس شام حکایت میکند که الحق بسیار شیوا و جالب است.
در صفحه ٨٧ و صفحه ٨٨ سیّد حسن محمّد قاسم مصری میگوید:
«در رسالۀ زینبیّه که تألیف شمسالدین ابوالخیر سخاوی است و مخطوطه میباشد، فقط وارد است که: ”السیّدةُ زینبُ استقرَّت فی المدینة بعد تجهیزِها من الشام عقب محِنةِ أخیها الحسینِ.“ و لم یزد علی ذلک.»
و در صفحه ٨٩ و صفحه ٩٠ میگوید: «مورخ ابنطولون دمشقی رسالهای در حدود یک و نیم کُرَّاسه در ترجمۀ سیده زینب الوُسطی مُکَنّاة باُمّ کلثوم دارد؛ و در آنجا وارد است که: ”إنَّها المَدفونة بالشَّام بالقریة المعروفةِ بها و کانت قد قَدِمَت إلیها فی وَقْعَةِ الحَرَّة.“
و تَرجم لأُختها عَرَضًا و استشهَد لِصحَّةِ ما ذکرَه بما رواه ابنُعساکر: ”أنَّ السّیّدة زینبَ الکبری قَدِمَت مصرَ و ماتَت بها، و أنّ دَفینةَ الشام هذه هی الوُسطی، و لا صحّةَ لما یزعُمه أهلُ دِمَشق.“»
و در صفحه ٩١ و صفحه ٩٢ وارد است که: «در رسالۀ أخبار الزَّینبات، مؤلّف عبیدلی نسّابه وارد است که: ”سیّدةُ زینبُ الکبری بنتُ علیّ بن أبیطالب کرّمالله وجهه و رَضِیَ عنه، قَدِمَت مِصرَ بعد مَصرَع أخیها بیسیرٍ من الزَّمَن و ماتَت بها و دُفِنَت بموضعٍ یقال له: الحمراء القُصوی، حیث بساتینُ الزُّهری.“ ـالخ ما ذکره.»
و در صفحه ١١٥ تا صفحه ١٢٢ در ضمن ترجمۀ احوال زینب الکبری بنت علی بن أبیطالب گوید:
«حدّثنا... قالا: أخبَرَنا مصعبُ بن عبدالله، قال: کانت سَمِعتُ محمّدًا أباالقاسم بن علیّ یقول: ”لمّا قَدِمتْ زینبُ بنتُ علیٍّ من الشام إلی المدینة مع النساء و الصبیان، ثارَت فتنةٌ بینها و بین عَمْرو بن سعید الأشْدَق والِی المدینة من قِبَلِ یزید.