مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٠٥ - بحث ابنطاووس دربار١٧٢٨ بنیالحسن
«قال: دخلتُ علی أبیعبدالله علیهالسّلام، فقال: ”هل لکم علمٌ بآل الحسن الّذین خرج بهم ممّا قِبَلَنا؟“
و کان قد اتَّصَلَ بنا عنهم خبرٌ فلم نحبَّ أن نَبْدأه به، فقلنا: نرجوا أن یعافیهم الله!
فقال: ”و أین هم مِن العافیةِ؟“ ثمّ بکا حتّی عَلا صوتُه و بَکِینا. ثمّ قال:
حدّثنی أبی عن فاطمة بنت الحسین علیهالسّلام، قالت: حدّثنی[١] أبی صلوات الله علیه، یقول:”یُقتَلُ منکِ أو یُصاب منکِ نَفَرٌ بِشَطِّ الفُراتِ ماسَبَقَهم الأوَّلون و لا یُدرِکُهم الآخِرون.“ و إنّه لم یبقَ مِن وُلدِها غیرُهم.
و نیز ابوالفرج اصفهانی، از یحیی بن عبدالله بن الحسن، من الّذین تخلّفوا فی الحبس، من بنیالحسن آورده است که:
حدّثنا عبدُالله بن فاطمة عن أبیها عن جَدَّتِها فاطمة بنت رسولالله صلّی الله علیه و آله، قالت:
قال لی رسولُ الله صلّی الله علیه وآله: ”یُدفَن مِن وُلدِی سبعةٌ[٢] بشطِّ الفُراتِ لم یَسبِقْهم الأوَّلون و لم یُدرِکهم الآخرون.“
فقلتُ: نحنُ ثَمانیةٌ! فقال: ”هکذا سَمِعْتُ!“ فلمّا فَتَحوا البابَ وَجَدوهم مَوتی؛
[١]. خ ل: سَمِعتُ.
[٢]. آنچه در تواریخ آمده و بهطور حتم میتوان گفت: در حبس منصور دوانیقی از بنیالحسن [که] مقتول شدهاند، هشت نفرند؛ چنانکه ما در شجرۀ ترسیمیّه، در ص ١٥٥ و ١٥٦ از همین مجموعه [مطلع انوار، ج ١٠، ص ٢٢٢ و ٢٢٣] آوردهایم. ١ و٢ و ٣: عبدالله محض و ابراهیم غمر و حسن مثلّث، ٤ و ٥ و ٦: سه پسران حسن مثلّث: علی و عبدالله و عبّاس، ٧: محمّد دیباج اصغر پسر ابراهیم غَمْر، ٨:علیّ پسر محمّد نفس زکیّه که نوادۀ عبدالله محض بود؛ ولی ظاهرًا مراد از هفت نفر که در این حدیث شریف آمده است همان هفت نفر اوّل هستند که بیان شد: سه پسران حسن مُثنَّی: عبدالله و ابراهیم و حَسَن، و سه پسران حسن مثلّث: علیّ و عبدالله و عبّاس، و محمّد دیباج اصغر پسر ابراهیم غمر.