مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٣ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخ بغداد و آتش زدن قبور ائمّ١٧٢٨ کاظمین توسّط حنابله
در الغدیر، جلد ٤، از صفحه ٣٠٨ تا صفحه ٣١٠ آنچه را که ما در اینجا از تاریخ ابناثیر آوردیم، آورده است و پس از آن گوید که:
«ابنجوزی در منتظم، جلد ٨، صفحه ١٥٠ گوید: ”عیار طَقطقی از اهل درزیجان در دیوان حاضر شد، و او را توبه دادند. و معاملۀ با اهل کرخ به واسطۀ او صورت گرفت که شیعیان کرخ را در جاهای خود و خانههای خود تفحّص میکرد و دنبال مینمود و همه را مرتّباً و متّصلاً میکشت، بهطوریکه بَلوا و فتنه بالا گرفت.
در وقت ظهر اهل کرخ مجتمع شدند و دیوار باب قلاّئین را خراب کردند و بر آن دیوار عَذره انداختند، و طقطقی دو مرد از شیعیان را کشت و آنان را بر باب قلاّئین به دار کشید، بعد از آنکه قبلاً نیز سه نفر از آنان را کشته بود و سرهای آنها را جدا کرده بود و به سمت اهل کرخ پرتاب کرده و گفته بود: با این سرها نهار خود را تهیّه کرده و بخورید!
و از آنجا به درِ زعفرانی آمد و از اهل آنجا صدهزار دینار طلب کرد و آنان را بیم داد که اگر ندهند باب زعفرانی را آتش میزند. اهل باب زعفرانی با او به مدارا و ملاطفت رفتار کردند، و او از آتش زدن منصرف شد، و لیکن در فردای آن روز به نزد آنان رفت و مطالبه نمود؛ شیعیان باب زعفرانی با او مقاتله کردند و از شیعیان یک مرد هاشمی کشته شد که جنازۀ او را به مقابر قریش در کاظمین حمل کردند.
طقطقی اهل سنّت را از بغداد بیرون آورده و به سوی مشهد باب التِّبن (کاظمین) حرکت داد تا دیوار صحن را سوراخ کردند و آنچه در آن بود به غارت بردند و جماعتی را از قبورشان بیرون آوردند و همه را آتش زدند ـهمچون عَونی و ناشی (علیّ بن وَصیف) و جذوعیـ و جماعتی از مردگان را حمل کردند و در قبرهای متفرّق و جدا دفن کردند و در قبرهای تازه و کهنه آتش انداختند، و دو ضریح و دو قبّه از چوب ساج که متعلّق به امام موسی بن جعفر و امام محمّد بن علی بود آتش گرفت، و یکی از دو قبر را حفر کردند تا جنازۀ امام را درآورند و