مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٥ - راجع به قول عمر «إنّ الرّجل لیهجر»
راجع به قول عمر: «إنّ الرّجل لیهجر»
در کتاب شیعه در اسلام سبط، جلد ١، صفحه ١٢ گوید:
«بخاری در صحیح، جلد ٣، صفحه ٦٠ باب مرض النّبی و وفاته، از ابنعبّاس روایت میکند که گفت: یَومُ الخمیس و ما یَومُ الخمیس، اشتدّ برسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم وَجَعُه فقال: ”ائْتُونی أکتُبْ لکم کتابًا لن تَضِلّوا بعده أبدًا!“ فتنازعوا و لا یَنبَغی عند نبیٍّ تنازُعٌ، فقالوا: ما شأنُه أهْجَرَ، استفهِمُوه! فذَهَبوا یردُّون علیه. فقال: ”دَعونی، فالّذی أنا فیه خیرٌ ممّا تَدعونی إلیه.“
ابنسعد در طبقات ضمن این داستان چند حدیث از ابنعبّاس و جابر نقل کرده و از جمله در جلد ٢، صفحه ٣٦ گوید: پیغمبر فرمود: ”ائتونی بدواةٍ و صحیفةٍ أکتُبْ لکم کتابًا لن تَضلُّوا بعده أبدًا!“ قال: فقال بعضُ مَن کان عنده: أنّ نبیَّ الله لیَهجُر. قال: فقیل له: ألا نأتیک بما طلبتَ؟! قال: ”أوَ بعدَما ذا؟!“ قال: فلم یَدعُ به.»[١]
و در کتاب شیعه در اسلام سبط، جلد ٢، صفحه ٤٠ گوید:
ابنأبیالحدید در شرح نهج البلاغه، چاپ مصر، سال ١٣٢٩، جلد ٣، صفحه ١١٤ گفتگویی را میان ابنعبّاس و عمر در موضوع خلافت نقل کرده و از جمله عمر میگوید: ”عقیدۀ علی آن است که پیغمبر در دم مرگ، خلافت او را اراده کرده!“ سپس ابنأبیالحدید گوید: ”و قد رُوِی معنی هذا الخبر بغیر هذا اللفظ، و هو قوله: أنّ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم أراد أن یذکّره (یعنی علیّ) للأمر فی مرضه، فصددتُه عنه خوفًا من الفتنة و انتشار أمرِ الإسلام، فعلِم رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم ما فی نفسی و أمسَکَ و أبَی اللهُ إلّا امضاءَ ما حتم.“»[٢]
[١]. شیعه در اسلام، سبطالشیخ, ص ٤٦.
[٢]. همان، ص ٢١١.