مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٠٦ - بحث دربار١٧٢٨ پسران عبدالله مَحْض محمّد و ابراهیم
و أصابونی و بی رَمَقٌ و سَقَوْنی ماءً و أخرجونی فعِشْتُ.»[١]
و سپس چند روایت آورده است که مفادش این است که بنیالحسن قائل به مهدویّت محمّد نفس زکیّه نبودهاند، بلکه قیام او را از باب امر به معروف و نهی از منکر میدانستهاند.
و أنا اقول: بحث دربارۀ قیامکنندگان به شمشیر از علویّین اینک در چهار قسمت صورت میگیرد:
١. دربارۀ زندانیان منصور از بنیالحسن؛ همانند عبدالله محض و ابراهیم غمر و حسن مثلّث و غیرهم.
٢. دربارۀ خصوص محمّد و ابراهیم، دو پسر عبدالله بن حسن.
٣. دربارۀ حسین بن علیّ بن حسن مثلّث، شهید وقعۀ فخّ.
٤. دربارۀ زید بن علیّ بن الحسین، شهید و مصلوب در کوفه.
امّا دربارۀ خصوص فرزندان حسن مثنّی: عبدالله و ابراهیم و حسن و فرزندان حسن و سایر محبوسان در حبس منصور دوانیقی، نه تنها از اخبار ذمّی نرسیده، بلکه مَدح و ثناء بر ایشان، و شِکوۀ حضرت صادق از انصار مدینه که با رسول خدا بیعت کردند که از اولاد او حمایت کنند و از بنیالحسن حمایت نکردند، و گریه و عزای حضرت صادق، همه و همه دلالت بر مظلومیّت آنها دارد؛ آخر خود آنها که قیام به شمشیر نکردهاند و بدون اذن امام کاری ننمودهاند، آنها را به جرم عدم معرّفی محمّد و ابراهیم زندان کردند و بالأخره در زندان کشتند.[٢]
بحث دربارۀ پسران عبدالله مَحْض: محمّد و ابراهیم
البتّه اینطور نبوده است که جملگی آنها مطیع و منقاد حضرت صادق
[١]. الإقبال الأعمال, ج ٢، ص ٥٨١.
[٢]. جنگ ١٥، ص ١٨٠.