مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٠٧ - بحث دربار١٧٢٨ پسران عبدالله مَحْض محمّد و ابراهیم
علیهالسّلام بوده و آن حضرت را واجب الإطاعة بدانند، ولی زندان آنها براساس مظلومیّت و دفاع از مظلوم و غلبه بر ظالم و امر به معروف و نهی از منکر بوده است. آنان مردم شایسته و متعبّد و متهجّد و استواری بودهاند که خود را صاحب درایت و فهم و شعور میدانسته و برای خود شأنی قائل بودهاند؛ در عین آنکه برای حضرت صادق علیهالسّلام هم به مقام فضل و علم و بصیرت معترف بودهاند.
و امّا دربارۀ خصوص محمّد ملقّب به نفس زکیّه، اخبار صراحت دارد بر مخالفت با حضرت صادق علیهالسّلام؛ چنانکه از طلب نمودن و بیعت طلبیدن و بالأخره با اشاره و صلاحدید عیسی بن زید بن علیّ بن الحسین زندان کردن، و کشتن اسماعیل بن عبدالله جعفر به واسطۀ عدم بیعت، و عبارات و تعبیرات حضرت صادق علیهالسّلام که: «إنَّه الأحْوَلُ الأکشَفُ الأخضَرُ المَقتولُ بسُدَّةِ أشجَعَ عند بَطنِ مَسیلِها.» و قوله علیهالسّلام: «فوالله إنِّی لَأراه أشْأمَ سَلحَةٍ أخرَجَتها أصلابُ الرِّجالِ إلی أرحامِ النِّساءِ.»[١][معلوم است].
و قیام او بدون نتیجه موجب خونریزی جمعی از مسلمانان براساس توهّم مهدویّت، عقیم ماند.
و امّا برادرش ابراهیم، او نیز به عنوان خونخواهی از برادرش و دفع ظلم قیام نمود، و دربارۀ او قدحی به خصوص نرسیده است، و معلوم است که پس از کشته شدن برادرش محمّد، نمیتوانست ادّعای مهدویّت او را داشته باشد.
و امّا اینکه ابنطاووس فرموده است: «قیام آنها به نظرِ امام بوده و تقیّةً به امام نسبت نمیدادند.» با اخبار کثیره و شواهد تاریخی بیشماری سازش ندارد، و این گفتار قابل قبول نیست.
و میتوان تجرّی این دو برادر را در قیام بر علیه حکومت بنیامیّه، دعوت
[١]. الکافی، ج ١، ص ٣٦٠.