مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٦ - هجدهم ترغیب اُمّت مسلم را به مهرالسُّنّة
مذاکرات فیمابین صورت میگیرد. زیرا خاندان عروس تا حدّ امکان سعی میکنند خود را ذیارج قلمداد کنند و با شواهد و امثال و کسب و شهرت و سایر امور اعتباریّه، دختر خود را گرانقدر و پر بها جلوه دهند تا مهریّهای را که میخواهند بر آنها قالب زنند، جای خود را بگیرد؛ و خاندان داماد نیز برای آنکه زیاد نباخته باشند، تا سرحدّ قدرت برای شکستن دعاوی مقابل میکوشند و با شواهد و امثال و بیان نمونهها میخواهند قدر واقعی دختر را بنمایانند، بلکه در برابر حریف نیز او را از اقران عادی خود پایینتر آورند تا کمتر بپردازند.
و در حقیقت مجلس معارفه که باید یک مجلس صفا و محبّت و یک محفل اُنس و پیوند میان دو خاندان تازه بههمپیوسته باشد، به یک مجلس خودفروشی و شخصیّت طلبی و خود نمایی و ارائۀ کالا در برابر گرانترین قیمت در بازار عرضه، و اگر اغراق نگوییم، مثل بازار خرفروشان که آنها را به حراج میگذارند و با چوبۀ حراج به بالاترین قیمت میفروشند، خواهد شد؛ یعنی نکاح که یک امر عبادی و سنّت حسنه است تبدیل به یک دکانداری و بازار خرید و فروش أمتعه میگردد. و دختر معصوم جوان نیز شهید افکار جاهلی اقوام خود شده و مانند کالا باید به بازار عرضه تقدیم شود. کجا رفت شرف انسانیّت؟! کجا رفت روح پیوند و پیوستگی؟!
مجلس مذاکره و معارفه و تعیین مهریّه که اوّلین محفل انس و جمعیّت میان این دو گروه است، باید از بالاترین ارزشهای انسانیّت و ایثار و گذشت و محبّت و صمیمیّت و پیوند دوستی و عقد مؤالفت و مؤانست برخوردار باشد. این است روح اسلام! این است آن آیین پاک سرمدی! این است سیرۀ سروران و اولیای گرامی!
و ثالثاً: مهریّۀ سنگین، پیوسته دختر را متجبّر و در برابر شوهر مستکبر میدارد و روح تواضع و خشوع را از او میگیرد. پیوسته دختر به اتّکاءِ مهریّۀ سنگین خود و عدم امکان پرداخت شوهر، او را در امر و نهی و جبروتیّت قرار میدهد؛ و مرد نیز از اوّل عقد خود را زیر بار سنگین مهریّه مشاهده میکند، و مهریّۀ سنگین عقدهای بر دل او میگردد.