مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٠ - از هدی١٧٢٨ غدیریّه دو نام١٧٢٨ سیاه و سپید
|
قد صَحّ لَدَیَّ أنَّه مُعتَلُّ |
||||||
|
و اللَّعنُ مضاعَفٌ و هذا مهموزُ |
||||||
و شیخ سنایی ـ علیه الرّحمة ـ فرموده:
|
داستان پسر هند مگر نشنیدی |
|
|
||
|
|
|
که از او و سه کسِ او به پیمبر چه رسید |
||
|
پدر او دُرِ دندان پیمبر بشکست |
|
|
||
|
|
|
مادر او جگر عمّ پیمبر بمکید |
||
|
خود به ناحق حقّ داماد پیمبر بگرفت |
|
|
||
|
|
|
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید |
||
|
بر چنین قوم تو لعنت نکنی شرمت باد |
|
|
||
|
|
|
لعن اللهُ یزیدًا و عَلیٰ آلِ یزید |
||
ذلک مَبلَغُهم مِنَ العلم
|
آنکه سُنِّی و مذهبش این است |
نیست سُنّی، مُخَرِّب دین است |
و در صفحه ١٠٢ میفرماید:
|
گر بپرسند از آسمان بالفرض |
سائلی: مَن خِیارُ أهل الأرض |
|
|
از زبان ستاره و انجم |
هیچ لفظی نیاید إلاّ هُم |
|
|
حبّ ایشان دلیل اهل وفاق |
بغض ایشان نشان کفر و شقاق |
و در صفحه ١٠٣ میفرماید:
|
هرزه شود منفعل از قول خویش |
مثل وضو ساختن از بول خویش |
|
|
ریش نجس را چو کنی خاک مال |
بیشتر از پیش دهد شرح حال |
و در صفحه ١٠٤ میفرماید:
|
دون شود از قرب بزرگان خراب |
جیفه دهد بوی بد از آفتاب |
|
|
کانت مودَّة سلمانٍ له نَسَبًا |
و لم یکن بین نوحٍ و ابنِهِ رَحِمُ |