مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٢٤ - بیداری ملّتها در مقابل ظلم دستگاه حاکمه
لیکن پرون مرتکب اشتباه دیگری هم شد و آن مخالفت روحانیون بود، او میخواست کلیساها را تعطیل کند، کشیشان را بیرون اندازد... .
نامهای به پاپ نوشته از او خواست او اجازه دهد مجسمۀ زنش در شمار زاهدان و معصومان در همۀ کلیساها نصب شود تا مردم او را زیارت کنند، پاپ از این نامه دچار وحشت شد؛ زیرا همه میدانستند که خانم پرون قبلاً رقّاصه بوده است! و بههرحال با دستور پاپ همۀ کشیشان علیه پرون شوریدند و مردم را نیز علیه وی تحریک کردند... ، تا بالأخره مردم مسلّح به کاخ پرون حملهور شدند و معلوم نیست که او از چه راهی گریخت....
میفهمیم که اینچنین ملّتی اساساً بیدار و روشن نبوده و تنها در زیر بار مشکلات و تحمیلات توانفرسا تکانی خوردند، و گرنه به چنین روزی نمیافتادند.
و هنگامی که در مقابل، گزارشاتش را دربارۀ جمهوری کوستاریکا میشنویم، خوب حدس میزنیم که ملّت این جمهوری مردمی بسیار بیدار و روشن میباشند:
... کشور کوستاریکا ارتش ندارد و تنها پلیس ملّی حافظ امنیّت مملکت است، تازه تعداد این پلیسها هم از نمرهای که معلّمان میدهند کمتر است! اینجا تنها کشور جهان است که رئیس جمهوریاش تک و تنها از خانهاش بیرون میآید و در خیابانها قدم میزند و با مردم خوش و بش میکند!
بر حسب تصادف، روزهای توقّف ما در شهر سانخوزه مصادف با زمانی شد که سفیر کبیر فرانسه و کشور بولیویا میخواستند استوارنامۀ خود را تقدیم رئیس جمهور کنند، ما نیز در این مراسم دعوت داشتیم. امّا مراسم را در بیرون عمارت کاخ ریاست جمهوری ترتیب داده بودند تا چیزی از نظر مردم پنهان نماند، خیال نکنند گفتگوهای سیاسی محرمانهای در کار است؛ و به این ترتیب به احساسات مردم کشور احترام خاصّی قائل شده بودند.
قصر رئیس جمهور ساختمانی بسیار ساده و معمولی است, بسیاری از ادارات دولتی نیز در این قصر جای دارند، هر کسی میتواند بدون هیچگونه تشریفاتی به این قصر وارد شود... و حتّی با شخص رئیس جمهور فوراً ملاقات کند!