مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٧ - لزوم کندن ریش١٧٢٨ ناپاک شاهپرستی
”أیُّها النّاسُ! إنّ رسولَ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم قال: من رَأی سُلطانًا جائِرًا مستحِلًّا لحرامِ[١] الله ناکِثًا لعَهدِ الله... .“»[٢]
[لزوم کندن ریشۀ ناپاک شاهپرستی]
[تنبیه الأمّة و تنزیه الملّة] صفحه ١٤١، پاورقی:
«چاره، کندن ریشۀ ناپاک شاهپرستی است، تا آنگاه که این ریشه در اجتماع باقی است رشد علمی و اخلاقی ممکن نیست ـزیرا پیشرفت و بهدست آوردن مقام در چنین اجتماع، شاخههای این ریشه میباشدـ استعداد و لیاقت و درستی ارزشی ندارد، مردان صاحبنظر و بلندهمّت و آزاده، یاغی و مخلّ نامبرده میشوند و مردم پست و متملّق، مصلح و خیرخواه خود را مینمایند؛ و سراسر قوای کشور تابع ارادۀ فرد، و گوی سلطنت بازیچۀ مشتی افسار گسیخته و شهوتران قرار میگیرد؛ پادشاه را مانند بتی در حجاب نگاه میدارند و از لذّت عدالت و تفاهم با ملّت، محرومش میسازند و کمکم به جنایت و کشتار و از میانبرداشتن مردم بیگناه به نام شاهپرستی و سلطنتخواهی، وادارش میسازند، و او از مردم متوحّش و مردم از وی متنفّر میشوند.
تا کار شاه مستبد به آنجا میرسد که پیوسته در هراس و وحشت بسر میبرد. بیچاره زندانیای است که با شکوه و جلال دروغین و وسایل شهواتی که برایش فراهم میسازند سرگرمش میدارند، آلت بِلاارادهای است که او را به مقام معبودیّت و خدایی بالا میبرند، هراسناکی است که از هرکه و هرچه پیوسته به خود میلرزد. در میان بوستان و گلستان و کاخهای سر برافراشته و بهشت طبیعت بسر میبرد، ولی در جهنّمِ اندیشهها و جنایات خود است. این شاهپرستان شهوتپرست قبر
[١]. خل: لحرم.
[٢]. تاریخ الطبری، ج ٥، ص ٤٠٣.