مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٨ - لزوم کندن ریش١٧٢٨ ناپاک شاهپرستی
معبود خود را با چنگال جنایتکارشان حفر مینمایند و خاطر مبارکش را آسوده میدارند، تا با عاقبت شوم و جنون خونخواری و نفرین ابدی و تاریخ ننگین دفنش مینمایند، چنانکه تاریخ این عاقبت ننگین و چهرۀ تاریک مستبدها را به خوبی نشان داده؛ سنّت خداست و تغییر پذیر نیست!
چاره چیست؟ بسیاری از مردم در این اشتباه بوده و هستند که مردان صالح اگر زمامدار شوند، محیط اصلاح میشود یا میتوان با موعظه و پند، زمامداران را اصلاح نمود. اشتباه در همین است که توجّه به نفسیّات انسان ندارند که تابع و متأثّر از محیط است؛ شخص زمامدار و پادشاه چه بسا دارای نیّت پاک و عواطف خوب است، ولی محیط عمومی و خصوصی او را به هر جنایت وامیدارد و در همان حال خود را عادل و خدمتگزار میپندارد. در این محیط که از درد دل و بیچارگی مردم بیخبر است، هر ظلم و جنایتی را اطرافیان و حاشیهنشینان عین عدل جلوه میدهند، مردمان جیرهخوار هر بیدینیِ او را با دین منطبق میسازند. پیمبران عظام که کاخهای استبداد را ویران کردند و برای نمونه برای چندی عدالت اجتماعی پدید آوردند، تنها از طریق موعظه و نصیحت نبود، مردمی را تربیت کردند و قدرت به دستشان دادند تا با قدرت شمشیر عدالت و خداپرستی، قدرت استبداد و شاهپرستی را برانداختند.
آن مقاومت و انقلاب و خونریزی، امروز به قانون و آراءِ عمومی تبدیل شده، این حقّی است که میتواند مستبدّین را محدود سازد تا چشم باز کنند و سود و زیان خود و ملّت را درک نمایند. امروز اوراق انتخاب بهجای شمشیر و تیر و کمان انقلاب دیروز است، این یگانه چارۀ کندن ریشۀ شاهپرستی و خودپرستی و از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر میباشد که از ستونها و ارکان اسلام است.» [١]
[١].[٦٩٧] جنگ ١٧، ص ٨٧ ـ ١١٧.