مطلع انوار
(١)
فصل اوّل حکومتها و نهضتها
٣٥ ص
(٢)
راجع به عصبیّت مذهبی علمای عامّه و تحریف اخبار و حذف مواردی را که بر ضرر آنان بوده است توسط آنها
٣٥ ص
(٣)
راجع به عصبیّت مذهبی علمای عامّه و تحریف اخبار و حذف مواردی را که بر ضرر آنان بوده
٣٥ ص
(٤)
1 ابوبکر، عایشه، عمر، عثمان
٤١ ص
(٥)
راجع به عدم جواز تمسّک مخالفین ما، به آیۀ رضوان در منقبت شیخین
٤١ ص
(٦)
أبوبکر به آسانی میتوانست حقّ زهرا را بدهد؛ چرا نداد؟
٤٢ ص
(٧)
امام به منزله کعبه است که باید به سوی او رفت
٤٣ ص
(٨)
حقد عایشه بر ماریۀ قبطیّه و حضرت صدیقۀ طاهره سلام الله علیها
٤٣ ص
(٩)
جملۀ معروفه عائشه «لا یمکن أن تتمَّ هذه البیعةُ و لو انْطَبَقتِ السّماءُ عَلَیالأرض»
٤٥ ص
(١٠)
حکم نمودن فقهاء به فسق خروجکنندۀ بر امام حق
٤٥ ص
(١١)
امیرالمؤمنین علیهالسّلام «والله إنّ راکبة الجمل الأحمر ما تقطع عقبة و لاتحلّ عقدة إلاّ فی معصیة الله و سخطه»
٤٦ ص
(١٢)
محاجّه اُمّ أفعی عبدیّه با عایشه پس از جنگ جمل
٤٧ ص
(١٣)
بدعتهای عمر بعد از رسول خدا
٤٨ ص
(١٤)
راجع به نکاح عُمَر با اُمّ کلثوم
٤٩ ص
(١٥)
مدارک داستان قرطاس و قلم
٤٩ ص
(١٦)
تعیین خلیفه بدون اطّلاع اهل بیت علیهمالسّلام
٥١ ص
(١٧)
قدغن شدن کتابت احادیث پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم
٥١ ص
(١٨)
راجع به وصایای رسول خدا در وصایت علی علیهالسّلام
٥٣ ص
(١٩)
منع کردن عمر از آوردن دوات و قلم
٥٤ ص
(٢٠)
راجع به قول عمر «إنّ الرّجل لیهجر»
٥٥ ص
(٢١)
کلام اعجاب آمیز عمر لولا علیٌّ لهلَک عُمَرُ
٥٩ ص
(٢٢)
مطاعن عثمان ضرب عمّار و إدخال أبیالحکم المدینةَ و تولیة عبدالله بن سعد أبیسرح مصرًا
٦٠ ص
(٢٣)
آیاتی از قرآن که در ذمّ بعضی از صحابه وارد شده است
٦٢ ص
(٢٤)
از بین بردن أمویّین بسیاری از مبانی اسلام را در زمان عثمان
٦٣ ص
(٢٥)
تمسّک به حدیث «مَن مات و لم یَعرِف إمامَ زمانه » بر وجوب امام بر خلق
٦٣ ص
(٢٦)
2 حضرات امیرالمؤمنین، فاطمه زهراء، امام حسن علیهمالسّلام
٦٥ ص
(٢٧)
راجع به مناقب امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٦٥ ص
(٢٨)
راجع به اخبار در حبّ امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٦٧ ص
(٢٩)
راجع به غزاة ذات السِّلسِلة که رسول خدا جملۀ تاریخی خود را دربارۀ امیرالمؤمنین گفتند
٦٨ ص
(٣٠)
راجع به مناقب سیّدة النّساء حضرت زهراء سلام الله علیها
٦٩ ص
(٣١)
در اینکه ابوبکر و عمر راضی نبودند بههیچوجه خلافت به امیرالمؤمنین برسد
٧٢ ص
(٣٢)
شواهدی از کلمات و خطب مولا امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش و تجاوز آنها به حقّ حضرت بعد از رسول الله
٧٤ ص
(٣٣)
شواهدی از کلمات امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش به حقّ آن حضرت
٧٤ ص
(٣٤)
امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهمالسّلام آشکارا خلافت را حقّ خودمیدانستند
٧٦ ص
(٣٥)
اطلاق شیعه به تابعینِ امیرالمؤمنین در اخبار رسول الله
٧٧ ص
(٣٦)
مکتوب عمروعاص به سعد بن أبیوقّاص بعد از قتل عثمان، و جواب وی
٨٠ ص
(٣٧)
مخالفت معاویة با امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٨١ ص
(٣٨)
کلام حضرت امام حسن با امیرالمؤمنین علیهماالسّلام بعد از قتل عثمان
٨١ ص
(٣٩)
کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام و عمّار با مغیرة بن شُعبه
٨٢ ص
(٤٠)
قعود مغیره، و امتناع از بیعت سعد و محمّد بن مَسلَمَة و عبدالله بن عمر
٨٤ ص
(٤١)
هُروب مروان بن الحَکَم من المدینة المنوّرة
٨٤ ص
(٤٢)
جواب امیرالمؤمنین علیهالسّلام نامۀ عقیل را
٨٥ ص
(٤٣)
ناراحتی امیرالمؤمنین از خروج عایشه و طلحه و زبیر
٨٥ ص
(٤٤)
مسیر عایشه با طلحه و زبیر و وصول به ماء الحوأب
٨٦ ص
(٤٥)
فرستادن امیرالمؤمنین علیهالسّلام امام حسن علیهالسّلام و عمّار و قیس و عبدالله بن عبّاس را به کوفه
٨٧ ص
(٤٦)
خطبه حضرت امام حسن علیهالسّلام در کوفه برای بیعت و تهییج مردم را برای جنگ جَمَل
٨٨ ص
(٤٧)
خطبه خواندن عایشه برای مردم بصره در دعوت به جنگ با امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٨٩ ص
(٤٨)
مکتوب امیرالمؤمنین علیهالسّلام به طلحه و زبیر و مؤاخذه از نقض بیعت
٩٠ ص
(٤٩)
نصائح و جوابهای محکم و استوار امیرالمؤمنین علیهالسّلام به طلحه
٩١ ص
(٥٠)
شروع جنگ جَمَل و تشنه شدن حضرت و عسل طائفی به او دادن
٩٢ ص
(٥١)
کُندیِ محمّد بن حنفیّه صاحب رایت، و گرفتن حضرت رایت را از او و خود حملهور شدن
٩٢ ص
(٥٢)
اسیر شدن عایشه و مروان، و آزاد کردن و فرستادن حضرت، عایشه را به مدینه با چهل زن
٩٣ ص
(٥٣)
امر حضرت به عدم جواز اسارت اهل قبله؛ و «أن لا یجهزوا جریحًا و لاتقتلوا مُدبرًا»
٩٤ ص
(٥٤)
نامۀ معاویه به امیرالمؤمنین علیهالسّلام و إعلان مبارزه و مخاصمه
٩٥ ص
(٥٥)
حرکت عقیل از حجاز به کوفه برای أخذ مال و رفع دیون، و ردّ حضرت، و رفتن به سوی معاویه
٩٦ ص
(٥٦)
إعطاء معاویه به عقیل سیصد هزار دینار
٩٧ ص
(٥٧)
کلام حجّاج بن خزیمه به معاویه
٩٨ ص
(٥٨)
رفتن عبدالله بن عامر به شام و بیعت با معاویه
٩٨ ص
(٥٩)
مکتوب امیرالمؤمنین علیهالسّلام با جریر بن عبدالله به معاویه و اتمام حجّت از هر جهت
٩٩ ص
(٦٠)
نامۀ سعد بن أبیوقّاص به معاویه
١٠١ ص
(٦١)
نامۀ أمیرالمؤمنین علیهالسّلام به معاویه
١٠١ ص
(٦٢)
آمدن امیرالمؤمنین علیهالسّلام در قرب معاویه و صداکردن او را برای جنگ تن به تن
١٠٢ ص
(٦٣)
عمروعاص در جنگ با امیرالمؤمنین علیهالسّلام به زمین افتاد و عورت خود را برهنه کرد
١٠٢ ص
(٦٤)
قطع المیرة عن اهل الشّام
١٠٣ ص
(٦٥)
پیروی اهل شام از معاویه بیچون و چرا، و پیروی اهل کوفه از حضرت در صورت فهمیدن دلیل
١٠٣ ص
(٦٦)
بَرد، از طایفه همدان، در بحث عمروعاص را محکوم میکند
١٠٤ ص
(٦٧)
وقوع عمرو بن العاص فی علیّ
١٠٤ ص
(٦٨)
جواب ابنعبّاس به نامۀ معاویه
١٠٤ ص
(٦٩)
دعوت حضرت اصحاب را به صبر و تحمّل فشار و عدم توجّه به زخارف دنیا و اموال معاویه
١٠٥ ص
(٧٠)
ابن أبومحجن ثقفی نزد معاویه از حضرت عیبگویی میکند و معاویه پاسخش را میدهد
١٠٥ ص
(٧١)
اختلاف أهل العراق فی الموادعة
١٠٦ ص
(٧٢)
خطبۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام و دعوت به صبر، و اختلاف مردم در میل به صُلح در اثر پیشنهاد معاویه
١٠٧ ص
(٧٣)
قیام عمّار بن یاسر و کلام شدید او به حضرت در عدم پذیرش صلح و استدعای مبارزه تا پایان کار
١٠٧ ص
(٧٤)
قتل عبدالله بن خبّاب بن أرَت و زوجهاش با سه نفر زن دیگر توسّط خوارج
١٠٩ ص
(٧٥)
حرکت امیرالمؤمنین علیهالسّلام به سوی خوارج نهروان
١١٠ ص
(٧٦)
قسمتی از نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام به اهل عراق
١١١ ص
(٧٧)
کلام حضرت در زمان متارکۀ موقّت به لشگریان که به نزد زنها و فرزندان خود کمتر بروند
١١١ ص
(٧٨)
احتجاجات ابنعبّاس به معاویه راجع به حقّانیّت امیرالمؤمنین
١١٢ ص
(٧٩)
إنّ شرّ النّاس عند الله امامٌ جائرٌ ضَلَّ و ضُلَّ به
١١٢ ص
(٨٠)
راجع به اخبار در شهادت امیرالمؤمنین علیهالسّلام
١١٣ ص
(٨١)
بیعت اهل کوفه با امام حسن علیهالسّلام
١١٥ ص
(٨٢)
صلح حضرت امام حسن علیهالسّلام با معاویه و نگرانی سُلَیمان بن صُرَد خزاعی و کلام حضرت امام حسین علیهالسّلام
١١٦ ص
(٨٣)
شهادت امام حسن علیهالسّلام و سرور و سجدۀ معاویه و دخول ابنعبّاس بر معاویه
١١٦ ص
(٨٤)
فرزدق و کُثَیِّر عَزَّة از هواداران حضرت امام زینالعابدین علیهالسّلام بودند
١١٧ ص
(٨٥)
3 امویّون
١١٩ ص
(٨٦)
کلام کفر آمیز ابوسفیان به عثمان
١١٩ ص
(٨٧)
انتقال خلافت به عثمان، و گفتار ابوسفیان به بنیامیه «تلقَّفوها تلقُّف الکُرة»، و اعتراض عمار و مقداد
١٢٠ ص
(٨٨)
کلام ابنخلدون در علّت تفوّق بنیامیّة در حکومت و تغلّب بر مردم
١٢١ ص
(٨٩)
کلام مقریزی در النّزاع و التّخاصم فی ما بین بنیامیّه و بنیهاشم
١٢٤ ص
(٩٠)
معاویه چهارصد هزار به سَمُره داد تا دو آیۀ قرآن را دربارۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام و ابنملجم تحریف کند
١٢٥ ص
(٩١)
معاویه چهارصد هزار به سَمُره داد تا دو آیۀ قرآن را دربارۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام و ابنملجم تحریف کند (ت)
١٢٥ ص
(٩٢)
تخریب حرم و ضریح ائمّۀ بقیع توسّط وهّابیهای سعودی
١٢٦ ص
(٩٣)
نامۀ معاویه به سعید بن عاص در خصوص بیعت گرفتن از افراد برای یزید
١٢٦ ص
(٩٤)
سابقۀ عداوت بنیامیّه با بنیهاشم
١٢٧ ص
(٩٥)
اسلام ابوسفیان از روی اضطرار در فتح مکّه
١٢٨ ص
(٩٦)
عداوت ابوسفیان با مسلمین در زمان رسول خدا و عداوت معاویة بن المغیرة پس از رسول خدا
١٢٩ ص
(٩٧)
عامالجماعة را باید عامالفرقة و عامالقهر و الجبریّة نام نهاد
١٢٩ ص
(٩٨)
جنایات یزید و عبیدالله بن زیاد به وضوح کفر دیرین آنها را میرساند
١٣٠ ص
(٩٩)
معاویه در عامالفتح ایمان آورد، و روایت ایمان او قبل از آن، مردود است
١٣٢ ص
(١٠٠)
سیرۀ کفر آمیز معاویه و یزید و والیان آنها
١٣٢ ص
(١٠١)
معاویه در کلام خود با دختر عثمان، حقیقت مؤامرة و روح حکومت خود را شرح میدهد
١٣٤ ص
(١٠٢)
احادیث وارده در فضایل معاویه همگی از مجعولات است
١٣٤ ص
(١٠٣)
فرستادن حُجر بن عدیّ را با یازده تن از اصحابش از کوفه به شام و به قتل رسانیدن آنها
١٣٦ ص
(١٠٤)
تکریم عالم بزرگ آلمان از معاویه به دلیل مانع شدنش از نفوذ اسلام در اروپا!
١٣٧ ص
(١٠٥)
گفتار عالم بزرگ آلمان «سزاوار بود که ما مجسّمۀ معاویه را از طلا میریختیم و در فلان میدان برلین نصب میکردیم؛ چراکه اگر او مانع نمیشد، اسلام اثری از مسیحیّت را در اروپا باقی نگذاشته بود!
١٣٧ ص
(١٠٦)
معاویه، عباده را از شام به مدینه تبعید میکند
١٣٨ ص
(١٠٧)
بناء قصر خضراء معاویه در شام و تبعید ابوذرّ را به شام
١٣٨ ص
(١٠٨)
سفر معاویه به مدینه و ملاقات با عایشه
١٣٩ ص
(١٠٩)
ملاقات معاویه با حضرت امام حسین علیهالسّلام در مدینه و فراخوان حضرت را برای قبول بیعت یزید و جواب حضرت
١٤٠ ص
(١١٠)
بیعت گرفتن معاویه از افراد سرشناس مدینه برای خلافت یزید
١٤٠ ص
(١١١)
رسیدن خبر مرگ معاویه به مکّه و به ابنعبّاس در مسجد الحرام و کلمات ابنعبّاس در این واقعه
١٤١ ص
(١١٢)
در نهضت و قیام مردم مدینه بر علیه یزید و شکستن بیعت او، مروان اهل و عیال خود را در امان حضرت سجّاد آورد
١٤٢ ص
(١١٣)
قتل عام و غارت اهل مدینه در واقعۀ حَرَّه در زمان یزید بن معاویه
١٤٣ ص
(١١٤)
در واقعۀ حرّه 80 صحابی، 700 از قریش و انصار، و 10000 نفر از سایر مردم کشته شدند
١٤٤ ص
(١١٥)
قرائت یزید نامۀ مسلم بن عقبه را برای پسرش معاویة بن یزید و برای عبدالله بن جعفر
١٤٤ ص
(١١٦)
هلاکت مسلم بن عَقَبَه و وصیّت به حُصَین بن نُمَیر در برانداختن ریشۀ قریش از مکّه
١٤٥ ص
(١١٧)
ماتم و عزای اهل مدینه برای کشتگانشان تا مدّت یکسال
١٤٦ ص
(١١٨)
سه روز تمام اموال و نفوس و أعراض و نوامیس مردم مدینه را بر لشگریان مباح کردند
١٤٧ ص
(١١٩)
فُحْش مروان به خالد بن یزید بن معاویه، کانَ مروانُ فاحشًا سَبّابًا
١٤٨ ص
(١٢٠)
قتل مروان حَکَم به دست مادر خالد بن یزید بن معاویه
١٤٨ ص
(١٢١)
اهتمام عبیدالله بن زیاد در به قتل رساندن مخالفانش
١٤٩ ص
(١٢٢)
حکومت عبدالملک مروان و کشتن مخالفانش
١٤٩ ص
(١٢٣)
خروج عبدالرّحمن بن محمّد بن أشعث و همراهانش و سعید بن جبیر بر علیه حجّاج بن یوسف
١٥٠ ص
(١٢٤)
به منجنیق و آتش کشیدن حَجّاج کعبه را، و قتل عبدالله بن زبیر
١٥١ ص
(١٢٥)
حجّاج دربارۀ مدینه گفت «لولا لجعلتها مثل جَوْف الحمار أعوادًا یقولون منبر رسولالله و قبر رسولالله»
١٥٢ ص
(١٢٦)
عبدالملک بن مروان و جنایات حجّاج بن یوسف و إعمال شدیدترین عمل بر ضدّ علویّین
١٥٣ ص
(١٢٧)
ولید، مخترع فنّ شرابخواری بود که در عبّاسیّون جلوه نمود!
١٥٤ ص
(١٢٨)
عبدالعزیز بن مروان برادر عبدالملک از جهت قدرت در رتبۀ عبدالملک بود
١٥٤ ص
(١٢٩)
بعد از مرگ عبدالعزیز در مصر، عبدالملک برای دو پسر خود ولید و سلیمان از مردم بیعت گرفت
١٥٥ ص
(١٣٠)
دعوت حاکم مدینه هشام بن اسماعیل، سعید بن مسیّب را برای بیعت
١٥٥ ص
(١٣١)
ضرب سوط و حلق رأس و لحیه و وقوف در منظر عام سعید بن مسیّب را برای عدم بیعت با ولید
١٥٧ ص
(١٣٢)
ولید در لحظه مرگ عبدالملک برای آنکه تابوت کج و راست نرود، تمام خانههای میان خانه و قبرش را با خاک یکسان کرد
١٥٨ ص
(١٣٣)
دار آویختن سلیمان، موسی بن نصیر را با آن سوابق ممتده و جنگهای عالمگیر در فتوحات اسلام
١٥٨ ص
(١٣٤)
داستان حجّ سلیمان بن عبدالملک با عمر بن عبدالعزیز و گفتگوی آن در سُرادقات و چادرهای بیمثل و نظیر
١٥٩ ص
(١٣٥)
نصیحت طاووس یمانی، سلیمان بن عبدالملک را
١٦١ ص
(١٣٦)
ملاقات سلیمان و رجاء و زُهری در مدینه با أبوحازم
١٦١ ص
(١٣٧)
مرگ سلیمان و بیعت مردم در دمشق با عمر بن عبدالعزیز
١٦٢ ص
(١٣٨)
در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش دختر عبدالملک را به ارزش هزار دینار
١٦٣ ص
(١٣٩)
در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش دختر عبدالملک را که عبدالملک برای آن یکصد هزار دینار خرج کرده بود
١٦٣ ص
(١٤٠)
جریر شاعر اهل عراق، در انتظار وقت خاص برای ملاقات عمر بن عبدالعزیز
١٦٤ ص
(١٤١)
اشعار جریر در حضور عمر بن عبدالعزیز برای خواستن صِله و جائزه
١٦٥ ص
(١٤٢)
عمر بن عبدالعزیز به جریر شاعر فقط چهار دینار جایزه داد از اموال شخصی خود
١٦٦ ص
(١٤٣)
عمر بن عبدالعزیز و برداشتن او تعدّیات و تجاوزات سابق را
١٦٧ ص
(١٤٤)
عمر بن عبدالعزیز را به واسطۀ مخالفت با سیرۀ بنیاُمیّه، با سمّ کشتند
١٦٨ ص
(١٤٥)
4 عبّاسیون
١٧١ ص
(١٤٦)
خروج برادرزادۀ سفّاح بر عموی خود، و اسارت او به دست ابومسلم و زندانی کردن او را در خانه و سپس خانه را بر سرش خراب نمودن
١٧١ ص
(١٤٧)
اشعار ابنهبیره در هنگام جنگ
١٧٢ ص
(١٤٨)
نامۀ ابومسلم خراسانی به منصور دوانیقی و شکایت او از برادرش که به عنوان امام او را پذیرفت و امّا او خیانت کرد
١٧٢ ص
(١٤٩)
نامۀ منصور به أبومسلم
١٧٣ ص
(١٥٠)
قیام عیسی بن زید بن علیّ بن الحسین بر علیه منصور و شکست وی
١٧٣ ص
(١٥١)
اعتراض عبدالله بن مرزوق به منصور دوانیقی در انحصار طواف برای خود
١٧٤ ص
(١٥٢)
انقلاب در مدینه در عصر منصور دوانیقی و فرستادن ابنعمّش را برای خاموش کردن
١٧٥ ص
(١٥٣)
انقلاب و هیجان در مدینه در عصر منصور دوانیقی و فرستادن ابنعمّش جعفر بن سلیمان را برای خاموش کردن
١٧٥ ص
(١٥٤)
تازیانه خوردن مالک بن انس از جعفر بن سلیمان به واسطۀ بیان حکمی از احکام و روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله
١٧٦ ص
(١٥٥)
امر اکید دوانیقی به مالک بن انس در تدوین کتاب احکام، که فتوا و رأی او در جهان اسلام جاری شود
١٧٧ ص
(١٥٦)
طریقۀ حکومت منصور عبّاسی و هارون الرّشید
١٧٧ ص
(١٥٧)
اُمویّین مانند غساسنه و مناذره، و عبّاسیّین مانند أکاسره بودهاند
١٧٨ ص
(١٥٨)
جلب معتصم أتراک را از ترکستان، و دخالت دادن آنها را در امر حکومت
١٧٩ ص
(١٥٩)
عبّاسیّون، آداب و رسوم ایران را همچون نوروز، و مجالس شراب و زنبازی را رواج دادند
١٧٩ ص
(١٦٠)
عبدالله فرزند مهدی، پدرش را برای خلافت خود مسموم میکند و
١٨١ ص
(١٦١)
عبدالله فرزند مهدی، پدرش را برای خلافت خود مسموم میکند و مهدی وصیّت برای هارونالرّشید مینماید
١٨١ ص
(١٦٢)
قرائت حدیث نبوی برای هارونالرشید توسّط فقیهان مدینه
١٨٢ ص
(١٦٣)
منبر رسولالله سه پلّه بود، معاویه بر آن افزود؛ هارون خواست به صورت اوّل برگرداند، مالک مانع شد
١٨٢ ص
(١٦٤)
هارونالرّشید هفت شب هفتۀ خود را قسمت کرده بود، هر شبی را به امرمخصوصی
١٨٣ ص
(١٦٥)
مکالمۀ هارونالرّشید با وزیرش عمرو بن مسعده
١٨٤ ص
(١٦٦)
تمجید ابنقتیبه از هارون و مأمون و بلاغت و فصاحتشان
١٨٤ ص
(١٦٧)
علّت غضب هارون بر برامکه، ارتباط خواهرش فاخته با جعفر بود
١٨٥ ص
(١٦٨)
جعفر رابطۀ خود را با فاخته خواهر هارون مختفی داشت
١٨٦ ص
(١٦٩)
شهادت یعقوب بن سکیّت به دست متوکّل عبّاسی
١٨٧ ص
(١٧٠)
تعمیر سرداب غیبت به دست النّاصر خلیفۀ عبّاسی
١٨٨ ص
(١٧١)
دخول هُلاکو در بغداد و انقراض حکومت عبّاسیّون
١٨٩ ص
(١٧٢)
وزیر مستعصم ابن العلقمی، دخالت در قتل مستعصم نداشته است
١٩١ ص
(١٧٣)
5 علویّون
١٩٣ ص
(١٧٤)
کسانی از علویِّین که امامان را به پیروی از خود خواندهاند
١٩٣ ص
(١٧٥)
اندرز حضرت باقر علیهالسّلام به برادرشان زید بن علیّ
١٩٣ ص
(١٧٦)
دربارۀ زید بن علیِّ بن الحسین شهید
١٩٥ ص
(١٧٧)
زید شهید و صلیب در کوفه
١٩٩ ص
(١٧٨)
دربارۀ زید بن علیّ بن الحسین شهید
٢٠١ ص
(١٧٩)
دربارۀ تاریخ شهادت امام باقر علیهالسّلام
٢٠١ ص
(١٨٠)
درباره بنیالحسن
٢٠١ ص
(١٨١)
نامۀ حضرت صادق علیهالسّلام به بنیالحسن در زندان منصور
٢٠٢ ص
(١٨٢)
بحث ابنطاووس دربارۀ بنیالحسن
٢٠٤ ص
(١٨٣)
بحث دربارۀ پسران عبدالله مَحْض محمّد و ابراهیم
٢٠٦ ص
(١٨٤)
بحث دربارۀ حسین بن علی، شهید فخّ
٢٠٨ ص
(١٨٥)
قتل و زندان کردن منصور، بنیحسن را
٢٠٩ ص
(١٨٦)
قتل بنیحسن در مَحبَس منصور
٢١٠ ص
(١٨٧)
مقتل بنیحسن و احوال محمّد
٢١٦ ص
(١٨٨)
مقتل بنیحسن و عدم رضایت حضرت صادق علیهالسّلام به قیام آنها
٢١٧ ص
(١٨٩)
نامۀ یحیی به حضرت موسی بن جعفر علیهالسّلام و پاسخ آن حضرت
٢٢٠ ص
(١٩٠)
٢٢٢ ص
(١٩١)
شهدای علویّین در واقعه فخ
٢٢٤ ص
(١٩٢)
6 آل بویه
٢٢٥ ص
(١٩٣)
حکومت آل بویه بر بلاد اسلامی
٢٢٥ ص
(١٩٤)
داستان خواب دیدن أبوشجاع پدر سلسله سلاطین آل بویه
٢٢٥ ص
(١٩٥)
تعبیر خواب منجّم به حکومت عظیم و گستردۀ آل بویه
٢٢٦ ص
(١٩٦)
خدمات عظیمۀ عضدالدّوله دیلمیّ به شیعه
٢٢٧ ص
(١٩٧)
آل بویه، شیعیان را از بلاد مختلفه در مشاهد تازه بنیان شدۀ ائمّه سکونت دادند
٢٢٨ ص
(١٩٨)
7 عثمانیون
٢٣١ ص
(١٩٩)
صلاحالدّین أیّوبی برای قطع نسل شیعه، مردان را از زنان جدا کرد
٢٣١ ص
(٢٠٠)
جنگ جهانی و تجزیۀ مملکت عثمانی، و بروز مصطفیکمالپاشا
٢٣٢ ص
(٢٠١)
تشکیل جمهوریّت در ترکیه به دست مصطفیکمالپاشا
٢٣٣ ص
(٢٠٢)
تشدید امر مطبوعات در زمان حکومت آل عثمان و مصادرۀ
٢٣٣ ص
(٢٠٣)
اشکالهای زمان حکومت سلطان عبدالحمید عثمانی
٢٣٤ ص
(٢٠٤)
سلطان سلیم عثمانی در آناضول چهل هزار یا هفتاد هزار شیعه را کشت
٢٣٥ ص
(٢٠٥)
پیاده آمدن سلطان عثمانی به نجف اشرف و تفأّل به قرآن
٢٣٦ ص
(٢٠٦)
مقدّمات
٢٣٩ ص
(٢٠٧)
بحث فی مفاد حدیث الثّقلین
٢٣٩ ص
(٢٠٨)
دلالت قطعیّه حدیث ثَقَلین بر امامت ائمّه علیهمالسّلام
٢٤١ ص
(٢٠٩)
ایراد شرف الدّین بر صاحب صواعق ابن حَجَر (ت)
٢٤١ ص
(٢١٠)
کلام أبوزهره در علّت کثرت و نموّ تشیّع
٢٤٣ ص
(٢١١)
أبوزهره در کتاب امام صادق خوب بحث کرده است ولی اشتباهاتی دارد
٢٤٤ ص
(٢١٢)
إنصاف نِسْبی أبوزهره نسبت به علمای دیگر أزهر حفْناوی در کتاب أبوسفیان و خطیب در الخطوط العریضة
٢٤٤ ص
(٢١٣)
مقدّمۀ حقیر بر دو طغرا، مکتوب امیر بخارا و امیر خراسان
٢٤٥ ص
(٢١٤)
از هدیۀ غدیریّه دو نامۀ سیاه و سپید
٢٤٦ ص
(٢١٥)
اشعار دعبل خدمت حضرت علی بن موسی الرّضا علیهماالسّلام راجع به ظهور حضرت مهدی عجل الله فرجه
٢٥٤ ص
(٢١٦)
اشعاری در مدح امام زمان علیهالسّلام
٢٥٥ ص
(٢١٧)
1 تشیّع در ایران
٢٥٩ ص
(٢١٨)
ایران در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام شیعه نبود، و برای نصرتش به جمل و صفّین و نهروان نیامدند
٢٥٩ ص
(٢١٩)
در بدو خلافت عبّاسیّون، مردم میان علوی و عبّاسی فرق نمیگذاردند و همه را اهل بیت میشمردند
٢٥٩ ص
(٢٢٠)
در عصر مأمون و حضرت امام رضا علیهالسّلام میان اهلبیت و غیر اهلبیت فرق شناخته شد
٢٦٠ ص
(٢٢١)
مأمون از بیعت مردم با امام ترسید و در پنهانی با نوشانیدن زهر کار آن حضرت را خاتمه داد
٢٦١ ص
(٢٢٢)
آل بُوَیه خدمت عظیم به تشیّع کردند، عضدالدّولة با جلال و حشمتش به دیدار شیخ مفید رفت
٢٦٢ ص
(٢٢٣)
هُلاکو به شیعه احترام مینهاد و همۀ مذاهب را آزاد گذارد
٢٦٣ ص
(٢٢٤)
از سلاطین 4 نفر اسلام آوردند
٢٦٤ ص
(٢٢٥)
در عصر مغول، علمائی بزرگ از شیعه برخاستند
٢٦٤ ص
(٢٢٦)
شیعه در ایران از قرن دوّم هجری به بعد رشد نمود
٢٦٤ ص
(٢٢٧)
تشیّع از زمان رسولالله است، و مجرای آن را از زمان صفویّه شمردن، عین هذیانگویی است
٢٦٥ ص
(٢٢٨)
سلطان محمّد الجایتو به مسجد آمد و مردم را امر به صلوات نمود
٢٦٥ ص
(٢٢٩)
استدلال سلطان محمّد بر لزوم صلوات بر آل پیغمبر، بدون صلوات بر آل سایر پیغمبران به دو دلیل
٢٦٦ ص
(٢٣٠)
سلطان محمّد استدلال کرد بر آنکه چون امامان والیان اُمورند، باید به نامشان سکّه زنند
٢٦٧ ص
(٢٣١)
مدرسۀ سیّار علاّمه حلّی رضوان الله تعالی علیه
٢٦٧ ص
(٢٣٢)
تشکیل دولت جعفریّه امامیّه در ایران به دست شاه اسماعیل صفوی
٢٦٨ ص
(٢٣٣)
حضور علمای بزرگ شیعه در دربار شاه اسماعیل صفوی
٢٦٩ ص
(٢٣٤)
حکومت صفویّه
٢٧٠ ص
(٢٣٥)
شاه اسماعیل صفوی و آثار عظیم تشیّع او در بلاد اسلام
٢٧٠ ص
(٢٣٦)
خدمات شاه عبّاس صفوی در کشورداری و جلب مذاهب و إشاعۀ تشیّع
٢٧١ ص
(٢٣٧)
علماءِ درجه اوّل عرفان و حکمت و حدیث و فقه و تفسیر، در دورۀ صفویّه
٢٧٣ ص
(٢٣٨)
عجائب و غرائب آثار و أبنیه در دورۀ صفویّه
٢٧٣ ص
(٢٣٩)
حمّام گرم اصفهان به نظر شیخ بهائی، از کشفیّات شکافتن اتم بوده است
٢٧٥ ص
(٢٤٠)
شاه عبّاس ثانی
٢٧٥ ص
(٢٤١)
شاه طهماسب و آوردن شیخ علی عبدالعال کرکی را از جبلعامل به ایران
٢٧٦ ص
(٢٤٢)
نادرشاه افشار
٢٧٦ ص
(٢٤٣)
اقدام نادرشاه برای رسمیّت مذهب شیعه و بناء مقام در مسجد الحرام
٢٧٧ ص
(٢٤٤)
ارادۀ نادرشاه در رسمی کردن مذهب شیعه و مراسلات او با سلطانِ عثمانی
٢٧٧ ص
(٢٤٥)
آمدن عبدالله أفندی سُوَیدی در خیمۀ نادرشاه برای مناظره با علمای تشیّع
٢٧٩ ص
(٢٤٦)
حقّانیّت تشیّع و ارسال نادرشاه به موافقت سلطان عثمانی عالمی را به مکّه برای اقامه نماز
٢٨٠ ص
(٢٤٧)
فتنه و شورش مردم مکّه و به قتل رساندن سلطان عثمانی آن عالم را در نزد خود
٢٨١ ص
(٢٤٨)
نادرشاه به مظاهر تشیّع خدمت کرد، نه مانند صفوّیه به حقایق شیعه
٢٨٢ ص
(٢٤٩)
فتحعلیشاه و جنگ روسیه با ایران و مأموریّت عبّاس میرزا
٢٨٣ ص
(٢٥٠)
ناصرالدّینشاه و تحریم میرزای شیرازی تنباکو را
٢٨٥ ص
(٢٥١)
تاریخ روی کار آمدن رضاخان پهلوی
٢٨٦ ص
(٢٥٢)
تصرّف مُحَمَّره و دستگیری شیخ خَزعَل و سوق دادن او به طهران
٢٨٦ ص
(٢٥٣)
کارهای رضاخان پهلوی در ابتدای امر، باغ سبزی بود برای فریب عامّه
٢٨٨ ص
(٢٥٤)
2 تشیّع در عراق
٢٩١ ص
(٢٥٥)
بسیاری از وزرای عبّاسیّون شیعه بودهاند
٢٩١ ص
(٢٥٦)
اکثریّت ساکنین عراق عرب شیعهاند
٢٩٢ ص
(٢٥٧)
ناصر خلیفه شیعه بود، و تعمیر سرداب سامرّاء به دست اوست
٢٩٣ ص
(٢٥٨)
دلائل تشیّع النّاصرُ لدین الله
٢٩٤ ص
(٢٥٩)
آتش زدن محل کرخ شیعهنشین بغداد در سنۀ 362 هجری
٢٩٥ ص
(٢٦٠)
أبوالفضل وزیر معتصم و دشمن شیعه، در کرخ بغداد 17000 شیعه را آتش زد و
٢٩٦ ص
(٢٦١)
خانۀ شیخ طوسی را غارت کردند، کتابها و دفاتر و کرسی درس او را ربودند، و خودش به نجف اشرف گریخت
٢٩٦ ص
(٢٦٢)
کشتار شیعۀ کرخ بغداد و آتش زدن قبور ائمّۀ کاظمین توسّط حنابله
٢٩٧ ص
(٢٦٣)
شعر مؤیَّد دربارۀ تأسّف بر شکافته شدن قبور أئمّۀ کاظمین علیهماالسّلام
٣٠٤ ص
(٢٦٤)
کوفه مرکز تشیّع بود، تیمور لنگ آبش را قطع نمود و خراب شد
٣٠٦ ص
(٢٦٥)
آل بویه به عید غدیر و عاشورا رسمیّت دادند
٣٠٦ ص
(٢٦٦)
افرادی از سلاطین مغول که شیعه بودند
٣٠٧ ص
(٢٦٧)
قتل و نَهب عثمانیها به شیعیان عراق در طول تاریخ قابل توصیف نیست
٣٠٧ ص
(٢٦٨)
صفویّه با سلطان عثمانی در آزادی شیعیان عراق معاهده بست
٣٠٧ ص
(٢٦٩)
فرقۀ بکتاشیّه از ترکیّه با نهایت خضوع به زیارت أعتاب عالیات میروند
٣٠٨ ص
(٢٧٠)
به برکت وساطت محمّد بن طاووس، حِلّه و نیل و کربلا و نجف از کشتار هلاکو مصون ماند
٣٠٩ ص
(٢٧١)
هارون الرشید قبر سیّدالشّهدا علیهالسّلام را با خاک یکسان کرد و درخت سِدر را برید
٣١٠ ص
(٢٧٢)
منتصر با ارائۀ أعمال پدرش متوکّل، از فقها فتوای قتل او را طلب کرد (ت)
٣١٠ ص
(٢٧٣)
وهّابیهای سعودی در سنۀ 1216، ده هزار نفر در کربلا کشتند و تمام خزینۀ حضرت را به غارت بردند
٣١١ ص
(٢٧٤)
کشتن سعودیها 6000 نفر را در عید غدیر 1216 در کربلا و سوزاندن صندوق مطهّر را
٣١٢ ص
(٢٧٥)
نجیب پاشای عثمانی در سنۀ 1258 در سه ساعت، کربلا را قتل عام کرد و نه هزار نفر جان سپردند
٣١٣ ص
(٢٧٦)
ابیات ابنآلوسی در مدح نجیب پاشا و سرور وی بر قتل شیعیان کربلا
٣١٥ ص
(٢٧٧)
ابیات ابنآلوسی در مدح نجیب پاشا و سرور بر قتل شیعیان کربلا؛ و پاسخ شیخ عزیز نجفی و حاج میرزا محمود تبریزی
٣١٥ ص
(٢٧٨)
3 تشیّع در مصر
٣١٧ ص
(٢٧٩)
الشّیعة و العبّاسیّون بمصر
٣١٧ ص
(٢٨٠)
قیام برای إمارت علویّین بود، ولی عبّاسیّون ربودند و دِمار از علویّین کشیدند
٣١٧ ص
(٢٨١)
محاربه و معارضۀ متوکّل با آل أبیطالب، قابل احصاء نیست
٣١٨ ص
(٢٨٢)
فتنه در مصر در رمضان سنۀ 305 بر علیه شیعیان بهطوریکه لشگر روزهاش را إفطار کرد
٣١٩ ص
(٢٨٣)
قوّت تشیّع در مصر بهواسطۀ جوهر، و المعزُّ لدین الله الفاطمی
٣٢٠ ص
(٢٨٤)
خلفای فاطمیّون در مصر به عالیترین وجهی آنجا را إحیاء نمودهاند
٣٢١ ص
(٢٨٥)
مصر به مصداق «النّاس علی دین ملوکهم» هر زمان، تابع مذهب حاکم آنجا بوده است
٣٢٣ ص
(٢٨٦)
در ایّام اخشیدیّین و کافور، در روز عاشورا خلیفه همۀ مردم را اطعام میکرد با طعام اهل حُزن
٣٢٣ ص
(٢٨٧)
در آن زمان عید غدیر بهقدری با عظمت برگزار میشد که قابل وصف نیست
٣٢٤ ص
(٢٨٨)
کیفیّت برگزاری مراسم عید روز ولادت معصومین، در ایّام خلفای فاطمیّین در مصر
٣٢٥ ص
(٢٨٩)
اقامۀ منبرهای تعلیم فقه اهلبیت به مردم
٣٢٥ ص
(٢٩٠)
مشهور، اسماعیلی بودن فاطمیّین است ولی آثار امامی بودنشان ظاهرتر است
٣٢٥ ص
(٢٩١)
صلاحالدّین أیّوبی مذهب شیعه را برانداخت و فقط رسمیّت به مذاهب أربعه داد
٣٢٦ ص
(٢٩٢)
صلاحالدّین أیّوبی روز عاشورا را روز عید و سرور قرار داد
٣٢٧ ص
(٢٩٣)
حمل نمودن أمیرأفضل رأس الحسین را از عسقلان و دفن نمودن آن در مصر
٣٢٨ ص
(٢٩٤)
اهل مصر، امروز إقبال شدید به اهل بیت و مظاهر تشیّع دارند
٣٢٩ ص
(٢٩٥)
دولت فاطمیّین در مصر، شیعه و علوی بودهاند
٣٣٠ ص
(٢٩٦)
خلفای فاطمیّین، سادات علوی هستند
٣٣٢ ص
(٢٩٧)
شیعه در مصر باید مساجد بهتری و مبلّغین عالمتری برای خود تهیّه کند
٣٣٣ ص
(٢٩٨)
شیعه و وضع عزاداری ایشان در مصر
٣٣٤ ص
(٢٩٩)
تکایا الإیرانیّین فی مصر و إقامة عزاء الحسین علیهالسّلام
٣٣٤ ص
(٣٠٠)
حکومت فاطمیّون
٣٣٥ ص
(٣٠١)
خدمات فاطمیّین در مصر، ایجاد مدارس و مساجد و جلب معلّمین از دنیا
٣٣٥ ص
(٣٠٢)
إظهار تشیّع در زمان فاطمیّین به «حیّ علی خیر العمل» و کتابت «علیٌّ خیر النّاس بعد رسولالله» بر دیوارها
٣٣٦ ص
(٣٠٣)
بنای جامع ازهر از فاطمیّون است
٣٣٦ ص
(٣٠٤)
غلبۀ صلاحالدّین بر مصر و برانداختن تشیّع را
٣٣٧ ص
(٣٠٥)
4 تشیّع در سوریه
٣٣٩ ص
(٣٠٦)
شهر حَلَب، مرکز تشیّع بود
٣٣٩ ص
(٣٠٧)
حَلَب، شهر ادب و شعر و فقه و عظمت به نور تشیّع بود
٣٣٩ ص
(٣٠٨)
أبوفراس حارث بن سعید حَمْدان از عظمای شعرای شیعه بود
٣٤٠ ص
(٣٠٩)
تصرّف صلاحالدّین أیّوبی شهر حلب را
٣٤١ ص
(٣١٠)
مردم حلب به والی گفتند «مُفتی حلب باید سیّد أبیالمکارم حمزة بن زهرۀ حسینی باشد»
٣٤٢ ص
(٣١١)
فتوای شیخ نوح حنفیّ به کفر شیعه و قتل و نهب نفوس و اموالشان، تابوا أو لم یتوبوا
٣٤٣ ص
(٣١٢)
مذاهب موجود در سوریّه
٣٤٣ ص
(٣١٣)
حکومت شیعی حَمدانیّین
٣٤٤ ص
(٣١٤)
عظمت حَلَب و سوریا در ایّام حَمدانیّین و ظهور و آثار تشیّع به أحسن وجه
٣٤٥ ص
(٣١٥)
جنایات و تعصّبهای کوبنده و خانمان براندازندۀ صلاحالدّین أیّوبی در مصر و حَلَب
٣٤٦ ص
(٣١٦)
لولا نورُ الله المنبثق مِن ذاته لائمّة الشّیعة، ما أبقی الأیّوبیُّ و غیره أحدًا من الشّیعة فی العالم
٣٤٧ ص
(٣١٧)
5 تشیّع در یمن
٣٤٩ ص
(٣١٨)
یَمَن و قبیلۀ همْدان شیعۀ خالص بودند
٣٤٩ ص
(٣١٩)
معاویه، بُسْر بن أرطاة را به یمن فرستاد و فجایع وی در آنجا تاریخ را سیاه نموده است
٣٥٠ ص
(٣٢٠)
الآن در یمن بر قبر دو طفل شهید عبیدالله بن عبّاس به دست بُسر، مسجد بنا نمودهاند
٣٥٠ ص
(٣٢١)
6 تشیّع در جبل عامل
٣٥٣ ص
(٣٢٢)
ظهور علمایی همچون شهیدین بعد از ویران شدن حَلَب از تشیّع، بعد از فتوای شیخ نوح حنفیّ
٣٥٣ ص
(٣٢٣)
تنورهای شهر عَکّا بهواسطۀ آتش زدن کتب شیعه، یک هفته نیاز به سوختنداشت
٣٥٤ ص
(٣٢٤)
رواج تشیّع در جبلعامل و فلسطین بهواسطۀ تبعید ابوذرّ بود
٣٥٦ ص
(٣٢٥)
برکت و عظمت جبلعامل در تشیّع و پرورش علما و مجاهدین از زمان أبوذر
٣٥٦ ص
(٣٢٦)
رونق تشیّع در ایران به واسطۀ هجرت علمای جبلعامل در عهد صفویّه
٣٥٧ ص
(٣٢٧)
علماءِ جبلعامل مانند شهیدین از فقهای طراز اوّل اسلاماند
٣٥٨ ص
(٣٢٨)
شیعیان جبل لبنان و طرابلس و عظمت آن
٣٥٨ ص
(٣٢٩)
7 تشیّع در هند
٣٦١ ص
(٣٣٠)
ارسال محمّد بن عبدالله بن حسن، پسرش را به هند برای بیعت
٣٦١ ص
(٣٣١)
روح تشیّع در هند جریان دارد
٣٦٢ ص
(٣٣٢)
شهر گجرات، وعّاظ و تجّار شیعه را محترم میشمرد
٣٦٣ ص
(٣٣٣)
مستنصر خلیفۀ فاطمی، عبدالله را برای تشیّع هند، به هندوستان فرستاد
٣٦٣ ص
(٣٣٤)
عبدالله، «المهنت» زعیم أعظم وثنیّین و «بهارمل» وزیر اعظم، و خود راجه «جیسنگیه» را مسلمان و شیعه نمود
٣٦٤ ص
(٣٣٥)
سلطان تغلق، امر به قتلعام جمیع شیعیان و إحراق کتابهایشان نمود
٣٦٥ ص
(٣٣٦)
اُورنگ زیب عالمگیر، شیعه بود و پسرش در مناظره با علمای عامّه فائق شد
٣٦٦ ص
(٣٣٧)
8 تشیّع در إمارات عربی کویت، قَطَر، قطیف، إحساء
٣٦٧ ص
(٣٣٨)
تتمّۀ مسائل تشیّع إمارات عربی
٣٦٨ ص
(٣٣٩)
9 تشیّع در بحرین
٣٦٩ ص
(٣٤٠)
بلاد بحرین از زمان رسولالله صلّی الله علیه و آله شیعه بودهاند
٣٦٩ ص
(٣٤١)
10 تشیّع در افغانستان
٣٧١ ص
(٣٤٢)
11 تشیّع در آفریقا
٣٧٣ ص
(٣٤٣)
مدینۀ منوّره
٣٧٧ ص
(٣٤٤)
دخول آیةالله عاملی در داخل شبّاک قبر رسولالله صلّی الله علیه و آله
٣٧٧ ص
(٣٤٥)
کیفیّت دخول و سلام بر رسول خدا و بر حضرت زهرا علیهماالسّلام
٣٧٨ ص
(٣٤٦)
مدائن صالح پیغمبر و شهر تبوک
٣٧٩ ص
(٣٤٧)
غدیر خمّ و مسجد غدیر
٣٧٩ ص
(٣٤٨)
الجمرات الثّلاث
٣٨٠ ص
(٣٤٩)
چاه زمزم و قناة زبیده از طائف به مکّۀ مکرّمه
٣٨٠ ص
(٣٥٠)
عدم واقعیّت بعضی از مزارها
٣٨١ ص
(٣٥١)
در مکان قبر حضرت سیّدالشّهدا علیهالسّلام و اهل بیت و یارانش
٣٨٢ ص
(٣٥٢)
در مکان قبر حرّ بن یزید ریاحی و خانۀ امیرالمؤمنین در قرب مسجد کوفه
٣٨٢ ص
(٣٥٣)
در مکان قبر مقدادبن أسود کندی و مختار ثقفی
٣٨٣ ص
(٣٥٤)
مشهد رأس الحسین علیهالسّلام در مصر
٣٨٤ ص
(٣٥٥)
سیّد محسن عاملی (ره) قبر حضرت زینب سلام الله علیها را در مصر نمیداند
٣٨٤ ص
(٣٥٦)
محلّ مضجع شریف حضرت زینب سلام الله علیها
٣٨٥ ص
(٣٥٧)
دربارۀ کتاب
٣٨٦ ص
(٣٥٨)
عُسفان محل حبس هِشام بن عبدالملک، فرزدق را به جرم قصیده
٣٩٠ ص
(٣٥٩)
الف) رهبری و تشکیل حکومت
٣٩٥ ص
(٣٦٠)
روایت کافی از حضرت امام محمّد باقر علیهالسّلام در آنکه «شخص بدون امام مانند برّۀ بدون چوپان، طعمۀ گرگ خواهد شد»
٣٩٥ ص
(٣٦١)
دو روایت از حضرت امام حسن عسکریّ در عظمت و جلالت مقام ائمّه علیهمالسّلام
٣٩٧ ص
(٣٦٢)
چندین روایت قریب المضمون با روایت «قلیلٌ یُفتقر إلیه خیرٌ من کثیرٍ یُستغنی عنه»
٣٩٨ ص
(٣٦٣)
رسالۀ دولت اسلام
٤٠٠ ص
(٣٦٤)
عدالت و شورا و مساوات آحاد مسلمین، مبدأ ترقّی و نفوذ صدر اسلام
٤٢١ ص
(٣٦٥)
تحلیل و بررسی کیفیّت تنبّه مسلمانان و قیام علیه ظلم و استبداد
٤٢٥ ص
(٣٦٦)
قانون مساوات
٤٢٦ ص
(٣٦٧)
شورا و مشروطیّت در سلطنت اسلامیّه
٤٢٨ ص
(٣٦٨)
شرایط اهل مشورت
٤٣١ ص
(٣٦٩)
مالیات و خراج در اسلام
٤٣٢ ص
(٣٧٠)
حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی
٤٣٥ ص
(٣٧١)
اختلاف استعدادات مردم
٤٣٧ ص
(٣٧٢)
الزامآور بودن قوانین حکومتی در احکام متغیّر
٤٣٧ ص
(٣٧٣)
احکام متغیّر، تابع مصالح و مقتضیات زمان
٤٣٧ ص
(٣٧٤)
لزوم عمل نمودن رجال سیاسی به مفاد نامۀ امیرالمؤمنین به مالک اشتر
٤٣٨ ص
(٣٧٥)
جهل مردم مهمترین عامل ایجاد استبداد
٤٣٩ ص
(٣٧٦)
استبداد دینی
٤٤٠ ص
(٣٧٧)
خطر خودسری و گردنکشی و دستدرازی نزدیکان و خویشاوندان حاکم
٤٤١ ص
(٣٧٨)
عبرت گرفتن از احوال امّتهای گذشته در حفظ وحدت کلمه بین مردم
٤٤٢ ص
(٣٧٩)
حربۀ مستکبران با ترساندن و آزار و اذیّت آزادی خواهان
٤٤٤ ص
(٣٨٠)
راههای علاج قوای استبداد
٤٤٥ ص
(٣٨١)
ابتلای امّت اسلام به اختلاف و جنگ بین خودشان
٤٤٥ ص
(٣٨٢)
لزوم کندن ریشۀ ناپاک شاهپرستی
٤٤٧ ص
(٣٨٣)
مقدّمۀ کتاب وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام
٤٤٩ ص
(٣٨٤)
٤٥٧ ص
(٣٨٥)
نامۀ حضرت زینالعابدین به زُهْریّ در عدم إعانت حُکّام جائر
٤٦٣ ص
(٣٨٦)
جواز دخول در حیطۀ حاکم جائر در صورت رفع مفاسدی اعظم از ترکدخول
٤٦٤ ص
(٣٨٧)
شیوۀ عمل أئمّۀ اطهار در زمان حکّام جائر
٤٦٥ ص
(٣٨٨)
شیعه براساس محبّت عمل میکند نه براساس عدل
٤٦٥ ص
(٣٨٩)
امر حضرت صادق علیهالسّلام به أبان، در قطع طواف برای قضاءِ حاجتمؤمن
٤٦٦ ص
(٣٩٠)
ب) تدوین قانون
٤٦٧ ص
(٣٩١)
پیشنهادات حضرت علاّمه طهرانی به آیةالله خمینی
٤٦٧ ص
(٣٩٢)
پیشنهاد اول نماز جمعه و عفو عمومی (ت)
٤٦٧ ص
(٣٩٣)
پیشنهاد نُهُم تصحیح طریقۀ شهریّۀ طلاّب
٤٧٧ ص
(٣٩٤)
پیشنهاد دهم منع استعمال دخانیات و إعلام حرمت آن
٤٧٩ ص
(٣٩٥)
یازدهم کیفیّت لباس متّحدالشّکل مسلمین
٤٨٠ ص
(٣٩٦)
دوازدهم لباس مناسب برای طلاّب و ائمۀ جمعه و جماعات
٤٨١ ص
(٣٩٧)
سیزدهم رایگان کردن امور پزشکی، اعم از طبیب و قابله و دارو
٤٨٥ ص
(٣٩٨)
چهاردهم رایگان کردن اُمور تحصیلی، هرگونه علم و دانش مشروعی که بوده باشد
٤٨٥ ص
(٣٩٩)
پانزدهم استخدام معلّمین و متخصّصین از خارج، و منع اعزام محصّل به خارج
٤٨٧ ص
(٤٠٠)
شانزدهم اعلان اذان در مواقیت پنجگانۀ نماز و حکم به دخول شهور قمریّه طبق رؤیت هلال
٤٨٩ ص
(٤٠١)
هفدهم برگرداندن زندگی سَرَف و هذر و إتراف را به زندگی سالم و ساده
٤٩٢ ص
(٤٠٢)
هجدهم ترغیب اُمّت مسلم را به مهرالسُّنّة
٤٩٥ ص
(٤٠٣)
نوزدهم برداشتن تکدّی و کلاّشی و کلاهبرداری به اسم فقیر و محتاج
٤٩٩ ص
(٤٠٤)
بیستم تطبیق دادن امور اداری با امور شرعی، و ایجاد رسالههای عملیّهای با قاطعیّت و شمولیّت در احکام
٥٠٠ ص
(٤٠٥)
موارد پیشنهادی شهید مطهّری به رهبر کبیر انقلاب ساعاتی قبل از شهادت
٥٠٢ ص
(٤٠٦)
در باب پیشنویس قانون اساسی
٥٠٢ ص
(٤٠٧)
کیفیّت زمامداری امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٥٠٣ ص
(٤٠٨)
چهار حکم اساسی مأخوذ از اسلام
٥٠٥ ص
(٤٠٩)
نحوۀ نگرش اسلام به اهل ذمّه
٥٠٧ ص
(٤١٠)
حقوق مدنی
٥٠٩ ص
(٤١١)
قانون اساسی و حکومت در اسلام
٥١٢ ص
(٤١٢)
فقط مسلمانان ساکن در کشورهای اسلامی میتوانند در پستهای ولائی قرار گیرند
٥١٤ ص
(٤١٣)
حقوق دولت بر مردم
٥١٥ ص
(٤١٤)
اسلام کثرت عدد را میزان حق و باطل نمیداند
٥١٦ ص
(٤١٥)
چیزهایی که ذوق اسلامی آن را میکوبد و چشم مروّت را به گریهدرمیآورد
٥١٧ ص
(٤١٦)
تمسّک برخی به آیاتی از سورۀ بقره برای امکان انفکاک ریاست جمهوری از فقیه أعلم و أبصر و أورع
٥١٨ ص
(٤١٧)
راجع به رسالة بدیعة
٥١٩ ص
(٤١٨)
مطالبی از کتاب
٥٢٠ ص
(٤١٩)
عدم تأثیر کثرت و قلّت مردم در أمیرالمؤمنین علیهالسّلام
٥٢٠ ص
(٤٢٠)
فصل دوّم جنایات و خیانتهای استعمار
٥٢٠ ص
(٤٢١)
بیداری ملّتها در مقابل ظلم دستگاه حاکمه
٥٢٣ ص
(٤٢٢)
کلام حضرت آیةالله خمینی دربارۀ تأثیر فرهنگ منحطّ غرب در کشور اسلام
٥٢٧ ص
(٤٢٣)
فی مکتوب سیدة
٥٢٨ ص
(٤٢٤)
جنایات تورات فعلی بر عالم بشریّت
٥٣٠ ص
(٤٢٥)
ویل دورانت «قرآن یک اخلاق مردانه را تعلیم میکند و انجیل اخلاق زنانه را»
٥٣١ ص
(٤٢٦)
گفتار دکتر حاج محمّد توسّلی دربارۀ مثلّث محیط بر اقتصاد و اخلاق و روش جهان
٥٣٤ ص
(٤٢٧)
فقهای مقرّب به سلاطین، دستور حبس محییالدّین عربی و قتل حلاّج و سهروردی را صادر نمودند
٥٣٧ ص
(٤٢٨)
علمای فاسد عامّه به واسطۀ تقرّب به سلاطین و امرار معیشت، به عامۀ مردم و فقرا ستم کردند
٥٣٩ ص
(٤٢٩)
به واسطۀ غلبۀ کفر، مشرقزمین را لگدمال کردند و دولت فلسطین و صهیونیزم را به وجود آوردند
٥٣٩ ص
(٤٣٠)
خدمات مسلمین به یهود و نصاری در طول این قرون عدیده، به خلاف قساوت آنها نسبت به مسلمین
٥٤٠ ص
(٤٣١)
عقبافتادگی مصریان و عثمانیّون از علوم در یک قرن پیش از این
٥٤٢ ص
(٤٣٢)
روزنامه، رادیو، سینما عظیمترین عوامل برای انتقال فرهنگ غرب به شرق بوده است
٥٤٣ ص
(٤٣٣)
سه سؤال مستشرق هلندی از احمد امین راجع به أزهر و دانشگاه و مفاد کتاب علی عبدالرّازق
٥٤٥ ص
(٤٣٤)
حرکت و نهضت فکری جدید در جوانان، راجع به برگشت به اسلام و احکام قرآن
٥٤٦ ص
(٤٣٥)
ده مادّۀ عملیّۀ إخوان المسلمین در مصر برای رجوع به اسلام حقیقی
٥٤٦ ص
(٤٣٦)
در قرآن کریم آیاتی است که دلالت بر لزوم نَشْو و ارتقاء، طبق حوائج زمان دارد
٥٤٩ ص
(٤٣٧)
باید به علم و تمدّن فعلی اروپا بلکه بالاتر از آن رسید، بدون فرهنگ منحطّۀ غرب
٥٥٠ ص
(٤٣٨)
مسلمین با تعالیم اسلامی باید بر علیه دُوَل استعمارگر قیام کنند، و از بتپرستهای قیام کننده عقبتر نباشند
٥٥١ ص
(٤٣٩)
استعمار به علّت فقر مواد خام، مواد خام را از بلاد اسلام به اروپا برده، در کارخانجات تبدیل به مواد مصنوعه کرد و برای کارخانجات داخلی آنقدر مالیات بست که همه را از هستی ساقط کرد
٥٥٢ ص
(٤٤٠)
در شرق بیش از غرب به قلب تکیه میشود؛ انبیا و عرفا و متصوّفه از شرقبرخاستهاند
٥٥٣ ص
(٤٤١)
حِسّ خداجویی و معارف غیبی، گویا با سِرِشت شرقیها خمیر شده است
٥٥٤ ص
(٤٤٢)
یگانه علاج اروپا و اروپایی ضمیمه نمودن دین است به دنیا، و اخلاق و وجدان به علم و دانش
٥٥٥ ص
(٤٤٣)
سدّ باب اجتهاد در عامّه، عظیمترین سدّ تکامل است؛ تا این سدّ نشکند مسلمین راه سعادت را نمییابند
٥٥٦ ص
(٤٤٤)
باید دنبال عقل و دین، هر دو رفت
٥٥٧ ص
(٤٤٥)
اروپا عقل دارد و دین ندارد لهذا بیچاره است
٥٥٨ ص
(٤٤٦)
استاد رینان فیلسوف فرانسوی «اسلام راستین، دین عقل و قلب است، و بر اروپا سیطره خواهد نمود»
٥٥٩ ص
(٤٤٧)
اسلام مرام لاشرقیّةٌ و لاغربیةٌ هست، و منجی عالم خواهد شد
٥٦٠ ص
(٤٤٨)
امروزه جهان غرب، زن را اصل جمال و معتمد و متّکا میشمرد
٥٦١ ص
(٤٤٩)
نظریّههای مختلف که برای آتیه جهان داده شده است
٥٦٢ ص
(٤٥٠)
اگر مسلمین فقط به نشر دین خود بپردازند، جهان به اسلام میگراید
٥٦٣ ص
(٤٥١)
عدول احمد امین از آراءِ گذشته و امر به صحّت دعاوی شیعه ضمناً
٥٦٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص

مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٥ - ابتلای امّت اسلام به اختلاف و جنگ بین خودشان

صفحه ١١٨: «و صحّت و صدق مقالۀ معروفه در ألسنه و افواه را که: ”همیشه یزید و ابن زیاد و ابن‌سعد و شمر و سنان بسیار، و فقط سرور مظلومان و احرار ـصلواتالله علیه و علی المستشهدین بین یدیهـ در مقابل نیست“ بر عالمیان آشکار ساخت.»

[راه‌های علاج قوای استبداد]

صفحه ١٢٧: «... ”یُعرَف الرِّجالُ بِالحَقِّ، لا الحقُّ بِالرِّجالِ.“[١] (مردم به وسیلۀ حق شناخته می‌شوند، نه حق به وسیلۀ مردم) که مفادش از مستقلاّت عقلیّه و موجب تمامیّت حجّت و عدم معذوریّت است... .»

صفحه ١٢٨: «... ”المُلکُ یَبقی مع الکُفر و لا یَبقی مع الظُّلم.“»[٢]

صفحه ١٣٢: «... حتّی از حکمت‌های منصوصه برای تشریع جمعه و جماعت که هر شبانه روزی پنج مرتبه مسلمانان در عبادات با هم مجتمع و از حال یکدیگر باخبر شوند، همین حفظ اتّحاد، و در اخبار وارده منصوص است. هم‌چنین تحریص بر سایر اجتماعات موجبه اُلفت و محبّت [و ترغیب به ضیافت‌های بی‌تکلّف و احسان‌های بی‌منّت و عیادت مرضی] و تشییع جنائز و تعزیت مصاب و معاونت بر قضاءِ حوائج و اجابت خواهش و عفو و صفح از زلاّت و نسخ انزوا و رهبانیّت و تحریم نمیمه و ایذاء و تفتین و افساد إلی غیر ذلک از تشریعات راجعه به استحکام اتّحاد و اُلفت و دفع و رفع منافرت، تماماً برای حفظ این حصن حصین اُمَّت است.»

[ابتلای امّت اسلام به اختلاف و جنگ بین خودشان]

صفحه ١٣٥: «(قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ


[١]. الحدائق الناضرة, ج ١٠, ص٢٢.

[٢]. بحار الأنوار, ج ٧٢, ص ٣٣١.