مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٨ - قیام عمّار بن یاسر و کلام شدید او به حضرت در عدم پذیرش صلح و استدعای مبارزه تا پایان کار
”یا أمیرالمؤمنین، أما والله لقد أخرجها إلیک معاویةُ بیضاءَ، مَن أقرَّ بها هلَک و مَن أنکرها ملَک؛ ما لک یا أباالحسن؟! شکّکتَنا فی دیننا؟! و رَدَدتَنا علی أعقابنا بعد مائة ألفٍ قُتلوا منّا و منهم؟! أفلا کان هذا قبلَ السیف؟! و قبلُ، طلحة و الزّبیر و عائشة قد دَعَوک إلی ذلک فأبَیتَ، و زعمتَ أنّک أولی بالحقّ و أنّ مَن خالَفَنا منهم ضالٌّ حلالُ الدّم! و قد حکَم اللهُ تعالی فی هذا الحال ما قد سمعتَ، فإن کان القومُ کُفّارًا مشرکین فلیس لنا أن نرفع السَّیفَ عنهم حتّی یَفِیئوا إلی أمر الله، و إن کانوا أهلَ فتنة فلیس لنا أن نرفع السَّیفَ عنهم حتّی لا تکون فتنة و یکون الدّینُ کلّه لله؛ والله ما أسلَموا و لا أدَّوا الجِزیةَ و لا فاءُو إلی أمر الله و لا طَفِئَت الفتنةُ.“
فقال علیٌّ: ”والله إنّی لهذا الأمر کارِهٌ!“»[١]و[٢]
[١]. همان، ص ١٠٩.
[٢]. همانطور که در تعلیقه صفحه ٨٢ عرض شد، بنای معاشرت ائمّۀ معصومین علیهمالسّلام و اولیای الهی با مردم، علیالخصوص با خواصّ اصحاب خود، بر مدارا و رفق بوده است و تا حدّ امکان با آراء و نظرات آنان موافقت مینمودند؛ مگر آنجا که مفسدهای شخصی یا اجتماعی مطرح بوده است، که در آن مواقع دیگر ملاحظات را کنار میگذاشتند و آنچه را که به نظر مبارکشان صلاح و حق بوده است بیان میداشتند.
جناب عمّار یاسر و سایر اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسّلام دارای مراتب عالیه از صفا و نورانیّت و طیّ عوالم ربوبی و فوز به مراحل عالیۀ تجرّد و قرب بودهاند، ولی معالوصف هنوز تا وصول به عالم توحید و ادراک ذات حقّ به حقّالمشاهده و عبور از جمیع آثار و حیثیّات نفس و شخصیّت، فاصله داشتند و آن حقیقتی را که یک امام معصوم و یا ولیّ کامل الهی پس از فوز به این ذروه و وفود به حریم ذات اقدس إله درک میکند واجد نبودند؛ و لذا مشاهده میکنیم با وجود محو در ولایت مولا علی و ذوب در محبّت و عشق به حضرتش ـهمچون مالک اشتر نخعی و حجر بن عدیّ و قیس بن عبادهـ نسبت به بعضی از تمایلات آن حضرت در جایجای حوادث سخن به بحث و اظهار نظر و رأی خویش میرساندند.
و امّا از دیدگاه ما، با اینکه به همۀ این بزرگواران به دیدۀ إعجاب و تکریم و تعظیم مینگریم و *