مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢ - أبوبکر به آسانی میتوانست حقّ زهرا را بدهد؛ چرا نداد؟
هذا حدیث صحیح الإسناد، و لم یخرجاه بهذه السِّیاقة.»[١]
أبوبکر به آسانی میتوانست حقّ زهرا را بدهد؛ چرا نداد؟
[شیخ المضیرة أبوهریرة] صفحة ١٥٢، پاورقی ٢:
«کنّا نشَرنا کلمةً بمجلّةِ الرّسالة المصریة عن موقف أبیبکر من الزَّهراء فی هذا المیراث، ننقل منها ما یلی:
”إنّنا إذا سلّمنا بأنَّ خبر الآحاد الظنّی یخصّص الکتابَ القطعیّ، و أنّه قد ثبت أنّ النبیّ قال: إنّا لانُورِّث، و أنّه لا تخصیصَ فی عموم هذا الخبر، فإنّ أبابکر کان یَسَعه أن یُعطِی فاطمةَ رضی الله عنها بعضَ ترکة أبیها کان یخصّها بفدک، و هذا مِن حقّه الّذی لایعارضه فیه أحدٌ؛ إذ یجوز للإمام أن یخصّ مَن یشاء بما شاء، و قد خصَّ هو نفسُه الزّبیرَ بن العوام و محمّدَ بن مَسلَمَة و غیرَهما ببعض متروکات النبیّ، علی أنّ فَدَکَ
[١]* اقول: این روایت در قدح و طعن عمر بسیار دلیل و شاهد خوبی است که رسول خدا با این جملات خود، اوّلاً خواستهاند بفهمانند که او بر حاطب بن أبیبلتعة، خائن و جاسوس کفّار و مشرکین عرب، مزیّتی ندارد و عمر بما أنّه عمر حق کشتن او را ندارد؛ و ثانیاً عمر و امثال او که در غزوۀ بدر حاضر بودند و یا در تحت شجره بیعت کردهاند و آیۀ دالّۀ بر رضای خداوند بر جمیع آنان نازل شده است، به خود مغرور نشوند و نبالند؛ زیرا آیۀ دالّۀ بر سخط بر آنها بعداً نازل شده است و مضمون آیۀ: (اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ) و اعمالی که بعد از رحلت رسولالله از عمر سر زد به خوبی نشان میدهد که: آیات خشنودی از اهل بَدْر و رضوان موقّتی بوده است و دلالت نمیکند بر آنکه آنها بعداً هم اگر هزار جنایت انجام دهند باز خداوند از آنها راضی است.
این روایت ابنعبّاس را عسقلانی در الإصابة، ج ٢، ص ٥٠٢ از احمد حنبل و نسائی از طریق عمرو بن میمون تخریج کرده است و در آخر آن نیز آورده است که: «و أخبَرَ اللهُ أنّه رَضِیَ عن أصحاب الشجرة فهل حدّثنا أنّه سخَط علیهم بعد؟ وقال صلّی الله علیه و آله و سلّم: یا عُمَر ما یُدرِیک أنّ الله اطّلع علی أهل بَدرٍ فقال: (اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ).»
[١١]. جنگ ١٦، ص ١٤٧.