مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٥ - تحلیل و بررسی کیفیّت تنبّه مسلمانان و قیام علیه ظلم و استبداد
نیست امام مگر کسی که به عدل قیام نماید، و به کتاب حکومت کند، و نفسیّات خود را به فرمان و ارادۀ ذات مقدّس الهی محدود و محکوم دارد.»
[تحلیل و بررسی کیفیّت تنبّه مسلمانان و قیام علیه ظلم و استبداد]
صفحه ٦٤: «... ولکن هیهات هیهات! گذشت آن زمانی که ملّت ایران اینقدر چشم و گوش بسته بودند که لعن مرحوم قدوة المتألّهین آخوند ملاّ محراب حکیم ـعلیه الرّحمةـ را چون قائل به وحدت واجب الوجود بود لازم، و تبرّی از حضرت کلیم علی نبیّنا و آله و علیهالسّلام را هم چون پیغمبر یهودیان است واجب میشمردند، حتّی به واسطۀ اشتراک در اسم گاهی نسبت به ساحت مقدّسۀ امام هفتم علیهالسّلام هم ـالعیاذ بالله تعالیـ جسارت میشد، و از هر امر حق به محض یک کلمۀ واهیۀ ناحقّی دوری مینمودند.»
صفحه ٦٧، پاورقی: «ما که هنوز با چشم باز پس از پنجاه سال در بیداری میبینیم، ولی باید به این حقیقت تلخ و ناگوار اعتراف نمود که: آزادی از عبودیّت استبداد، آزادی از قیود دین را همراه داشت؛ چون استبداد و اختناق دین در قرون گذشته یگانه حربۀ دو دَمِ اختناق مردم بود.
تاریخ قرون وسطی گواه روشنی است که جنایات و قصّابیها با قدرت دین انجام میگرفت و دستگاه سیاسی آلتی بود در دست کنائس، به اینجهت انقلابها نخست در مقابل فشار کنائس شروع شد، و عکسالعمل آن همین روحِ انکار و دشمنی با دین و مادّیگری است که یک قسمت دنیا را فرا گرفته.
حاقّ مطلب این است که: آن منظرۀ روزگار تاریک و کشتارهای صاحبان نظریّه و فکر و محکمههای تفتیش عقاید، چنان مردم دنیا را به وحشت انداخت که برای آزادی از زنجیرها و قیودِ وابستگان به دین و متولّیان کنائس، اُصول وحدانیّت و نبوّت را هم انکار نمودند، و مسلک بیپایه و مایۀ مادّی جزء نظریّههای علمی و مسلکهای رسمی دنیا شد، و مردمی را یکسره به زندگی حیوانات و آزادی در