مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠١ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخ بغداد و آتش زدن قبور ائمّ١٧٢٨ کاظمین توسّط حنابله
سنّیها نیز به این راضی نشدند و گفتند: ”ما ابداً دست بر نمیداریم تا آنکه آجری را که بر روی آن محمّد و علی نوشته شده است بهکلّی از دیوار بکنند و بیرون آورند، و حَیَّ علی خَیرِ العَمَل نیز در اذان گفته نشود.“
شیعیان از قبول آن خودداری کردند و جنگ و قتال تا روز سوّم ربیعالأوّل ادامه داشت؛ و در آن روز یک مرد هاشمی از اهل سنّت کشته شد، اقوامش جسدِ او را بر روی نعشی نهادند و در محلاّت حَرْبیَّه و باب بصره و سایر محلاّت اهل تسنّن گردانیدند و مردم را برای خونخواهی او برمیانگیختند؛ و سپس او را در پهلوی احمد بن حنبل دفن کردند، و چندین برابر از جمعیّت سابق بر جمعیّت سنیها اضافه شد.
و چون از دفن آن مرد برگشتند، به سوی مشهد باب التِّبْن (قبرستان کاظمین) روی آوردند. درِ آن صحن و قبرستان بسته بود، دیوار صحن را سوراخ کردند و دربان را تهدید به قتل کردند تا در را باز کند؛ دربان ترسید و در را باز کرد. سنّیها داخل شدند و آنچه را در مشهد حضرت کاظم و جواد علیهماالسّلام بود ـاز قندیلهای طلا و نقره، و محرابهای[١] طلا و نقره، و پردهها و سایر اشیاء موجودهـ همه را غارت کردند؛ و نیز آنچه در روی سایر قبور بود و آنچه در خانههای آنجا بود همه را غارت کردند، تا شب فرا رسید و برگشتند.
صبحگاهان باز اجتماع کردند با جمعیّت کثیری به سوی مشهد رهسپار شدند و تمام قبرها و مقبرهها و اطاقهایی که بهشکل طویل بنا شده بود همه را آتش زدند، ضریح حضرت موسی بن جعفر و ضریح پسر پسرش حضرت محمّد بن علیّ را آتش زدند، و تمام قبوری که در جوار آنان بود آتش زدند، و دو قبّهای را که از ساج بر روی آن دو قبر بود آتش زدند، و آنچه را در مقابل این قبور و در مجاورت این قبور بود ـاز قبور ملوک بنیبُوَیْه: معزّ الدّولة و جلال الدَّولة، و قبور
[١]. منظور از محراب، اثاثیه و اسباب و چراغ و تابلوهایی است که در مقدّم حرم مطهّر و روبرو و صَدر آن، قرار داده شده بود.