مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٤ - شواهدی از کلمات امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش به حقّ آن حضرت
نقل کرده که: «هیچگاه نبوت و خلافت در یک قوم جمع نمیشوند!» این روایت ساختگی خود آنهاست روی حس عصبیّت و رقابت قومی.[١] و راجع به تجزیه و تحلیل این حدیث مجعول امیرالمؤمنین علیهالسّلام در کتاب سلیم بن قیس ادلّهای اقامه میفرماید؛ به کتاب سلیم بن قیس صفحه ١١٧ و ١١٩ و ١٦٥ مراجعه شود.[٢]
شواهدی از کلمات و خطب مولا امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش و تجاوز آنها به حقّ حضرت بعد از رسول الله
[شواهدی از کلمات امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش به حقّ آن حضرت]
در پاورقی صفحه ٤٢ از کتاب شیعه در اسلام سبط راجع به آنکه خلافت را بعد از رحلت رسول خدا از امیرالمؤمنین علیهالسّلام به غصب ربودند، از نهجالبلاغه شواهدی آورده است، گوید:
[١]. غایة المرام، ج ٥، ص ٣١٨: «ابوبکر به امیرالمؤمنین میگوید: ”لقد سَمِعتُ رسولَ الله یقول بعد هذا: إنّا أهل بیت اصطفانا اللهُ تعالی و اختار لنا الآخرةَ علی الدُّنیا، فإنّ الله لم یکن لِیجمَع لنا أهلَ البیت النبوّةَ و الخلافةَ.“ فقال علیٌّ علیهالسّلام: ”هل أحدٌ من أصحاب رسولالله شهد هذا معک؟“ فقال عمر: ”صَدَق خلیفةُ رسولالله، قد سَمِعتُه منه کما قال!“ قال: و قال أبوعبیده و سالم مولی حذیفة و معاذ بن جبل: ”قد سَمِعنا ذلک من رسولالله.“ ـ الحدیث.»
قضیۀ بریدۀ اسلمی که هنگام غصب خلافت ابوبکر، در شام بود پس از آن به مدینه برگشت و چون ابوبکر را متصدّی دید، اعتراض کرد و گفت: «مگر تو همان کس نبودی که به علی بن أبیطالب به فرمایش پیغمبر با وصف به امیرالمؤمنین سلام کردی؟!»... تا آنکه به او گفتند: «خلافت و نبوّت در یک خانواده جمع نمیشود!» و بریده این آیه را خواند: (أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا) [سوره نساء (٤) آیه ٥٤].
بیان شد که: استدلال ابوبکر روز سقیفه علیه انصار، به قرابت با رسول خدا بود و این، معنایش اتّحاد و وحدت نبوّت و خلافت است. به ص ٨ از الامامة و السیاسة [و غایةالمراد، ج ١, ص ٨٢] مراجعه شود.
[٢]. اسرار آل محمّد (معروف به کتاب سلیم بن قیس)، ص ٥٧٧.