مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٤ - هفدهم برگرداندن زندگی سَرَف و هذر و إتراف را به زندگی سالم و ساده
طرز ساختمانهای مدرن و شیک را بر منازل کهنه و قدیمی ترجیح میدهند و با دست خود، هوای سالم و فضای بهداشتی را از دست داده و خود را در چند قفسۀ محدود زندانی میکنند و این را هم یکی از نمونههای پیشرفت و ترقّی میدانند!
روزها از شمیران تا طهران، و به عکس از طهران تا شمیران لاأقل سه ساعت از بهترین اوقات عزیز خود را در داخل قوطی حلبی در بسته و سر بسته در زیر تابش آفتاب، و یا حرکت بر روی برف و یخ میگذرانند، و به نام اینکه ما صاحب ماشین شخصی هستیم خود را سرگردان و متحیّر مینمایند.
موادّ اولیّۀ همچون شیر و پنیر و سرکه و ترشی که در شهر و دهکده یافت میشود، در کارخانههای مخصوص در جاهای معیّن بستهبندی میکنند و با چندین برابر قیمت اولیّه به أقصی نقاط مملکت با هزینههای سنگین حمل و نقل و ترافیک و مصرف و استهلاک ماشینهای راه و ترابری میرسانند، و مصارف هنگفت ضایع و تباه میشود و بلاعوض دور ریخته میشود، و چه ایجاد مشکلات سدّ جادّه و خیابان و تصادف در عبور و مرور و غیره مینماید؛ بالنّتیجه موادّ اولیّۀ آن شهر و یا آن قریه را باید به آن کارخانه حمل کنند و سپس بستهبندی شده از آن کارخانه به این محل عودت دهند. و در این رفت و آمد و تغییر صورت، هزاران فرد انسان نیروهای خود را بدون عوض میبازند، و عمر گرامی و عزیز خود را بیهوده مصرف و در راه تجمّل نازیبا، و صورت کریه و زشت تمدّن از دست میدهند. درصورتی که اگر در هر شهری کارخانۀ صابونپزی و کنسروسازی و مواد اولیّه به قدر مصرف همان شهر تهیّه شود، تمام این مشکلات حل میشود. اگر محلّ کسب و درآمد همه و یا غالب مردم نزدیک منزلشان باشد، بسیاری از مشکلات غیر قابل حل، حل خواهد شد.
در زمان طاغوت نه تنها به این مسائل بذل توجّهی نمیشد، بلکه توجّه بر خلاف بود، و دستگاه عمیق استعمار و بردهسازی بود که اینگونه نقشهها را در کشور عملاً پیاده کرد و جلوی حیات طبیعی و زندگی سالم و شرف و عزّت مردم