مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧٥ - پیشنهاد اول نماز جمعه و عفو عمومی (ت)
[١]
[١]* است که چقدر گذشته است و ما به قدر کافی استراحت و خواب نمودهایم یا نه؛ و این به ساعات بعدی منوط نیست، بلکه فقط مربوط به ساعات پیشین است.
امّا ساعت ظهرکوک، مبدأ را اوّل روز و یا اوّل شب قرار نمىدهد؛ و وسط تقریبی شب قرار مىدهد.
ساعت ١٢ یعنی نیمۀ شب تقریبى، و ساعت ١ بامداد یعنی یک ساعت از نیمۀ شب گذشته است. و این هیچ فایده ندارد، بلکه ضررهای آن بسیار است: اوّل: مقدار شب و یا مقدار روز را معیّن نمىکند.
ثانیاً: شب را از اوّل نمىشمرد، بلکه نیمی از شب را از روز قبل، و نیمی از آن را از روز بعد مىشمرد؛ و در اینصورت یک شب تمام، به دو تکّه پاره شده و احکام و وظایف شرعی و عرفی همه به هم مىخورد. و ساعت ١ بامداد که هنوز صبح نشده است، بلکه چه بسا شش ساعت به آفتاب مانده است؛ ولی معذلک آن را از ساعات بامداد مىشمرد.
و ثالثاً: مردم در کار خود حیران و سرگردان مىمانند؛ یک مبدئی به آنها داده شده است: ”نیمه شب“ مبدئیّت این مبدأ به چه درد آنها مىخورد؟ نه با آن کار خود را مىتوانند مشخّص کنند، نه استراحت خود را. و ساعات کار اداری و مدارس و دانشگاهها و نظام و غیرها بر این اساس که تنظیم شود، مثلاً معیّن کنند: مردم ساعت ٨ دنبال کار بروند؛ در زمستانها ساعت ٨ قدری از آفتاب مىگذرد، ولی در تابستانها چهار ساعت از آفتاب مىرود! و در اینصورت انسان چهار ساعت تمام در اعتدال هوا در منزل بیکار آرمیده، و هنگام گرما و هوای خفقانآمیز باید به حرکت درآید، و این موجب اتلاف وقت و عدم تنظیم ساعات براساس احتیاج بدنی و مناسبات بهداشتی و حفظ الصّحة عالمی است.
نیمه شب را ابتدای زمان قرار دادن، فقط برای کارخانهدارهایی که کارگران خود را چون آلات و ابزار کار شمرده؛ نه خوابى، نه راحتى، نه روزى، نه روشنایى، نه بهداشت، و حفظ الصّحهای برای آنها قائل نیستند، و بشر را متحیّر و سرگردان، آلت مقاصد مادّی و بهرهبرداری خود قرار مىدهند، مىباشد.
و در اینصورت مردم تا قریب ساعت ٨ مىخوابند، از فیوضات بینالطّلوعین محروم، و از سحرخیزی بىبهره مىمانند. و طبعاً کسی که ساعت ٨ دنبال کار برود، تا ساعت ٢ بعدازظهر و یا ٤ ساعت بعدازظهر کار کند، و اوّل شب خود را به مطالعه و بیداری و تفریح بگذراند و تا قریب نیمه شب بیدار باشد؛ خوابش در آخر شب بوده و تا به صبح به طول مىانجامد. و در اینصورت از همۀ مواهب الهی و بهداشتی محروم مىگردد. *