مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧٤ - پیشنهاد اول نماز جمعه و عفو عمومی (ت)
[١]
[١]* و ثانیاً: باید ساعت را غروبکوک نمود؛ یعنی در وقت غروب آفتاب آن را سر ساعت ١٢ قرار داد، و عقربههای آن را رویهم نهاد. بنابراین هر ساعتی که بگذرد، مىدانیم چقدر از شب ما سپری شده است. ساعت ٢ یعنی دو ساعت از شب گذشته، و ساعت پنج یعنی پنج ساعت از شب گذشته؛ و طلوع فجر که متغیّر است و در این زمان مثلاً ٩ ساعت از شب گذشته است، یعنی نه ساعت از شب گذشته است.
طلوع آفتاب نیز
متغیّر است؛ چون مقدار بینالطّلوعین به مقدار ثمُن (
)
مقدار روز است، بنابراین در تابستانها در نواحی که ما زیست
مىکنیم، مابینالطّلوعین به حدود دو ساعت مىرسد، و در زمستانها
تا یک ساعت و ربع تقلیل مىیابد. و در این وقت، مسلمان
بیدار است و مشغول عبادت و یا قرائت قرآن، و یا مطالعه و
رسیدگی و تنظیم امور منزل. در حدود ساعت اوّل طلوع آفتاب دنبال
کار مىرود؛ چه تاجر و چه صنعتکار و چه پزشک و چه محصّل و چه زارع و دامدار، در
آن وقتِ مساعد و هوای لطیف حتّی در تابستان به راحتی
ساعاتی را در حدود شش ساعت کار مىکند.
و در وقتی که آفتاب به وقت ضُحی رسیده و گرم شده و فعالیت مشکل است، دست برمىدارد... تا ظهر و عصر، و سپس ساعات را طىّ مىکند تا روز تمام شود.
فایدۀ این تنظیم ساعات آن است که: انسان از وقت خود استفاده مىکند، و ساعات کار را طبق حال خود در آرامش و خوبی سپری مىنماید، و انسان مىداند چقدر از روز باقی مانده است و وظیفهای را که امروز به عهده دارد چگونه ترتیب دهد [که] تا غروب آفتاب پایان یابد؛ زیرا که در صبح اگر چشم به ساعت بیندازد و ببیند مثلاً ساعت ١١ است، یعنی ١٣ ساعت به غروب مانده است، و یا اگر در عصر ببیند ساعت ١١ است، یعنی یک ساعت به غروب مانده است.
در اینصورت به آسانی مردم مقدار روز خود را مىیابند و مىدانند چقدر از روزشان باقی مانده است؛ چون منتها روز ساعت ١٢ است. به خلاف شب، که دانستن مقدار بقیّۀ آن لازم نیست؛ زیرا شب برای خوابیدن و استراحت کردن است و در شب انسان باید بداند چقدر از شب گذشته است و چقدر خوابیده و آرامش نموده است. بنابراین، چون بنا به ساعت غروبکوک مبدأ شب معلوم است، به مجرّد رؤیت ساعت، مقدار گذشت شب معلوم است، و چون مقدار پایان روز معلوم است، به مجرّد رؤیت ساعت مقدار باقیمانده از آن، که برای حرکت و فعالیت است معلوم است.
در اینصورت گرچه انسان نیز مىتواند از مقدار باقیمانده از شب و یا از مقدار گذشته از روز، با توجّه کوتاهى، مقدارش را بهدست آورد؛ ولیکن این فایدهای به حال او ندارد. عمده در روز دانستن آن است که: چقدر از روز مانده است، و ما وظائف محوّلۀ خود را باید در این مقدار بجای آوریم؛ نه چقدر گذشته است، آن به درد ما چه مىخورد؟ و نیز در شب آنچه برای ما مفید *