مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٠٥ - چهار حکم اساسی مأخوذ از اسلام
[چهار حکم اساسی مأخوذ از اسلام]
صفحه ١١٠: «این روش حکومت که ممکن نیست به نام یکی از اصطلاحات این زمان خوانده شود، همان است که با فطرت اسلام سازگار بوده و همان هدفی است که روزمرّه و بهطور پیگیر برای آن کوشش میکنیم؛ لیکن تا یک اجتماعی بهطور اساسی برای نظریّات انقلابی اسلام پذیرش نداشته باشد نمیتواند با این روش بسازد، و روی همین جهت است که وقتی اجتماع اسلامی انحطاط پیدا نمود سازش میان او و این روش حکومت غیر ممکن گردید. و اگر امروز ما بخواهیم بار دیگر به همان مطلوب گمشدۀ خود برگردیم باید ابتدا از اسلام چهار حکم اساسی گرفته، طبق مقتضیّات وقت در قالب فعالیت بریزیم و سپس به دنبال مطلوب برویم:
١. کسی که زیر بار مسئولیّت حکومت واقعی میرود باید نه تنها با رؤسای جمهور و سفیران آنها ارتباط داشته باشد بلکه با عموم ملّت خود نیز تماس نزدیک برقرار سازد، و نهتنها کارهای دولتی را ـ با مشورت مجلس ـ به انجام برساند بلکه خود را مسئول کارهای شخصیاش نیز بداند.
٢. باید از روش حزبی که نظام حکومت را به تعصّبات جاهلانه آلوده میسازد کنارهگیری نمود.
در نظام حزبی ممکن است در هر شهری عدّهای که تشنۀ نفوذ و مقام ریاستاند فعالیت کرده زمام امور را به دست گرفته مال ملّت را در راه دلجویی و انعطاف یک دسته اطرافیان خود خرج کنند تا بتوانند به همراهی آنان و علیرغم کوششهای پیگیر ملّت برای مهار کردن خودسری و خودکامگی آنها، هرچه بخواهند و هر وقت هوسشان گُل کند اموری انجام دهند. باید از این روش جدّاً جلوگیری نمود.
٣. قوانین حکومت نباید فقط یک سلسله موادّ گنگ و پیچیدهای باشد که متصدّیان پستهای حسّاس نتوانند کارهای مترقیانۀ عمیق انجام دهند، و حسابگران