مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٠٤ - کیفیّت زمامداری امیرالمؤمنین علیهالسّلام
او تنها ریاست حکومت را نداشت بلکه نخست وزیر هم بود، و خود به پارلمان حاضر میشد و ریاست جلسات را به عهده میگرفت و با اعضای مجلس در نظریّهها و مناقشات شرکت مینمود، و تنها خود او مسئول تمام کارهای خود و دستگاه حکومتیاش بود. در پارلمان او دو حزب موافق و مخالف دولت نبود، اگر هوادار حقّ و حقیقت بود همۀ حزب دولتیاش بودند، و اگر منحرف میشد همۀ حزب مخالفش میشدند. هریک از اعضای پارلمان به تنهایی مرد آزادی بوده به ارادۀ خود موافقت یا مخالفت مینمود. و حتّی از وزرای خلیفه هم در پارلمان عقایدی اظهار میکردند که گاهی موافق عقیدۀ خلیفه نبوده، لیکن اینها هیچکدام اثر بدی در ارتباط مقام ریاست با وزارت نداشت، و هیچ کدام را به استعفا وانمیداشت.
و خلیفه نهتنها در برابر پارلمان بلکه در برابر تمام ملّت هم حتّی دربارۀ کارهای شخصیاش مسئول بود.[١] شخصاً با تمام ملّت ارتباط مستقیم داشته و در هر روز پنج نوبت که برای نماز به مسجد میآمد با آنها روبرو میگردید و روزهای جمعه برایشان خطابه ایراد میکرد.
مردم با چشم خود میدیدند که او بهطور عادی در بازارها راه میرود، و اگر خردهای در او میدیدند ایراد میکردند. هر کس میتوانست حتّی در مجالس پر جمعیّت او را دربارۀ کارهایش بازخواست نموده و یا حقّ خود را مطالبه کند.»
[١]. آقای مودودی در کتاب نظریّه سیاسی اسلام میگوید:
«اعضای مجلس شورا نباید به دستهها و حزبها تقسیم شوند! اسلام با حزبیّت و دستهبندی که هر کسی در هر حال فقط پیرو حزب خود، چه حقّ و چه ناحقّ باشد، سازش ندارد. مقتضای روح اسلام این است که هر کس در رأی خود بتمام معنی آزاد بوده، فقط پیرو حقیقت ـهر کجا که باشد ـ بوده و به قدر دانۀ جوی هم منحرف نشود! اگر امروز عقیدۀ یکی از افراد خود را حقّ و درست دید با او همراه باشد، و اگر فردا عقیدۀ همانکس را در مسئلۀ دیگری برخلاف حقیقت دید با او مخالفت ورزد.»