مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٩ - حکومت عبدالملک مروان و کشتن مخالفانش
(قال:) و کان مروان استخلَف حین خرج إلی مصرَ ابنَه عبدَالملک و عبدالعزیز أنّهما یکونان بعده، و بایع لهما أهلُ الشّام. فلَبِثَ مروانُ بعد ذلک لیالی بعد ما قال لخالد بن یزید ما قال، ثمّ جاء إلی أمِّ خالد فرَقَد عندها. فأمَرَتْ جوارِیَها فطَوَینَ علیه الشَّوادکَ،[١] ثمّ غطّتْه حتّی قتلَتْه؛ ثمّ خرجنَ یَصِحنَ و یُشقِّقنَ جیوبَهنّ: ”یا أمیرالمؤمنین!“
قال: فقام عبدُالملک فبایع لنفسه، و وعَد عمرَو بن سعید أن یستخلفه، فبایعه و أقاموا بالشّام.»[٢]
[اهتمام عبیدالله بن زیاد در به قتل رساندن مخالفانش]
صفحة ١٩: «فلم یزل عُبَیدالله یتبع الخوارجَ[٣] و یَقتُلهم و یأخُذ علی ذلک النّاس بالظنّ و یقتلهم بالشُّبهَة، و استعمد إلی عامّتهم و کان بعضهم له علی ما یحبّ.»[٤]
[حکومت عبدالملک مروان و کشتن مخالفانش]
صفحة ٢٩: «فقال له عبدالملک:[٥] ”لا تُخوِّفنی به، فوالله إنّی لأعلم منه مثل ما تعلم، إنّ فیه لَثلاثَ خِصالٍ لا یَسُود بها أبدًا: عُجبٌ قد مَلَأه، و استغناءٌ برأیه، و بُخلٌ التزَمه؛ فلا یَسُود بها أبدًا.“»[٦]
[١]. الشّوادک: جمع الشودکان، و هو الشبَکة و أداة السلاح. (الإمامة و السیاسة)
[٢]. الإمامة و السیاسة، ج ٢، ص ١٣.
[٣]. مراد از خوارج در اینجا کسانی میباشند که بر علیه حکومت عبیدالله بن زیاد بودهاند، بنابراین جمیع شیعیانی را که وی در زمان حکومتش کشت در تحت عنوان خارجی و خوارج بودهاند. (علاّمه طهرانی، قدّس سرّه)
[٤]. الإمامة و السیاسة، ج ٢، ص ١٦.
[٥]. این جوابی است که عبدالملک بن مروان به مصعب بن زبیر میدهد و صفات برادرش: عبدالله بن زبیر را برای وی میشمرد. (علاّمه طهرانی، قدّس سرّه)
[٦]. الإمامة و السیاسة، ج ٢، ص ٢٢.