مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣١٤ - نجیب پاشای عثمانی در سن١٧٢٨ ١٢٥٨ در سه ساعت، کربلا را قتل عام کرد و نه هزار نفر جان سپردند
مفاد (وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا)[١] به عتبات عالیات میگریخت تا کار به جایی رسید که از ازدحام اوباش که به اصطلاح اهل کربلا یارمباز[٢] میگویند، رشتۀ اختیار از دست حاکم کربلا که گماشتۀ پادشاهی بغداد بود، بیرون رفت. سهل است که پادشاهی بغداد را نیز کسی اطاعت نمیکرد و خراج نمیداد، بلکه به زوّار و مجاورین و سکنۀ آنجا مجال زیست نماند. هر چند نفر از یارمباز سری داشت که علَم عصیان میافراشت. و علیرضا پادشاهی بغداد که دوازده سال در آن سامان به حکومت قیام و إقدام مینمود، از عهدۀ این کار برنیامد تا محمّد نجیب پاشا را از دولت عثمانی به این کار مأمور، و او را از حکومت شام معزول و به حکومت بغداد و توابع ـکه دولت عثمانی حاکم بغداد حکم وزیر ثانی داردـ منصوب نمودند. و آن نابکار بس سفّاک و بیباک و غدّار و مکّار بود، هنوز در حکومت استقراری نگرفته بود که لشکر به جانب کربلا کشید و توپهای اژدردهان به قلعۀ کربلا بست. معلوم است که اجماع عوام در مقابل قشون نظام صورت نخواهد گرفت، بناءً علیهذا تیغ پرچمی را آخت و به قتل و أسر سکنۀ آنجا پرداخت.
پس از سه روز محاصره به روز یازدهم شهر ذیحجة الحرام سنۀ یکهزار و دویست و پنجاه و هشت هجری، کربلا را مفتوح و دل دوستان اهلبیت را مجروح ساخت، سه ساعت حکم قتل عام داد، آنچه محقّق شد نُه هزار نفر در آن روز از حلیۀ حیات عریان شدند، و آنقدر مال و جواهر و اساسالبیت و کتاب و زر و سیم به غارت رفت که محاسب وهم و خیال از تعداد و تذکار آن مجال نمییابد، و در صحن مطهّر حضرت عبّاس اسب و استر بستند، و در میان رواق حضرت عبّاس علیهالسّلام و جناب خامس آل عبا سلام الله علیه هرکه را یافتند کشتند به جز خانۀ حاجی سیّد کاظم رشتی که او را امان داد. بر احدی ابقا نکردند، هرکه توانست
[١]. سوره آلعمران (٣) آیه ٩٧.
[٢]. دهخدا: «شارلاتان، بدذات، بدجنس، متقلّب.»